داستان وینچنزو مونتلا، هواپیمای تک نفره در میلان (1)
داستان وینچنزو مونتلا، هواپیمای تک نفره در میلان (1)

سینیشا میهایلوویچ هم مانند لئوناردو، آلگری، سیدورف و اینزاگی دلش میخواست برای هواداران میلان نقش همان منجی را بازی کند. بتواند روسونری را قهرمان سری آ بکند و در لیگ قهرمانان اروپا که از دیرباز تخصص این بوده است خوش بدرخشد. اما میهایلوویچ هم در پایان فصل کنار گذاشته شد تا گالیانی و برلوسکونی در آخرین فصل حضورشان در میلان و بعد از بیش از دو دهه افتخار آفرینی و کسب عناوین ریز و درشت، دست به دامان وینچنزو مونتلا شوند. مونتلا، مربی خوش چهره تیم فیورنتینا که هنوز کار برجسته¬ای در کسوت سرمربیگری انجام نداده بود تا تضمینی باشد بر موفقیتش در تیم سرخ شهر میلان، اما هواپیمای تک نفره که زمانی در تیم رم در کنار توتی و باتیستوتا به گلزنی میپرداخت و بعد از هربار گلزنی، دستانش را به عرض شانه¬ها باز میگرد و با لبخند میدوید و ویراژ میداد، توسط گالیانی برای سرمربیگری به میلان دعوت شد. مونتلا در همان مصاحبه مراسم معارفه¬اش اذعان کرد که زمانیکه بعنوان بازیکن و در اوج اوج به سر میبرد همواره آرزوی این را داشت تا در میلان بازی کند اما آدریانو گالیانی، نایب رییس میلان هیچگاه او را برای این تیم نخواست و حسرت بودن در سن سیرو بر دل مونتلا ماند تا در نهایت تقدیر بر این شد که در مقام سرمربی به ورزشگاه پر افتخار سن سیرو قدم بگذارد. مونتلا در بدم ورود به کازا میلان(خانه میلان) دعوت شد و با حیرت و درماندگی از حجم عظیم مدالها و جامهای کسب شده توسط میلان در تاریخچه بیش از یک قرنی خود ابراز شگفتی کرد. ابراز امیدواری کرد تا بتواند با تمام توان خود تیم میلان را به پیش ببرد و به همان جایی برساند که زمانی جایگاه همیشگی¬اش بود.
میراث میهایلوویچ هنوز برای مونتلا باقی مانده بود، دوناروما در دروازه امید اصلی شروع فصل برای همه بود، رومانیولی نوید بخش ستاره جدیدی در خط دفاعی میداد و کارلوس باکا هم در خط حمله قرار بود بیشترین گلهای ممکن را بزند. هنوز به نیم فصل نرسیده بود که خبر تغییر مالکیت تیم جدی تر از گذشته شد و حسابی بر آرامش روانی تیم تاثیر گذاشت. برلوسکونی تصمیمش را برای فروش تیم گرفته بود و در به در بدنبال کسی میگشت تا بتوان به او اعتماد کرده و میلان عزیزش را به دستان او بسپارد. میلان در همان تعطیلات نیم فصل توانست در سوپرکاپ ایتالیا مقابل یوونتوس به پیروزی برسد و اولین جام میلان بعد از مدتها توسط مونتلا کسب شد. البته این اولین باری نبود که میلان مونتلا توانسته بود یوونتوس را شکست دهد، چند هفته قبلترش هم در ورزشگاه تورین، استادیوم خانگی گورخرها، میلان توانسته بود با سوپرگل به یادماندنی لوکاتلی، بازیکن جوان خود، پیرزن غرغروی ایتالیا را شکست دهد. آلگری هنوز نمیتوانست این شکست را باور کند، بوفون متحیر بود و مونتلا با همان آرامش و لبخند همیشگی¬اش از بازیکنانش تقدیر میکرد. بعد از اتمام تعطیلات نیم فصل، کار میلان حسابی سخت تر شده بود و انتظارات حسابی از مونتلا و تیمش افزایش یافته بود. کار به جایی رسیده بود که حتی طرفداران به قهرمانی می اندیشیدند و میخواستند که همین تیم جوان را ـ جوانترین تیم در لیگ آن سال ـ بر بام فوتبال سری آ ببینند. اما رفته رفته اندکی کار سخت تر شد، باکا دیگر پایش سخت تر به گل باز میشد، خط دفاعی با وجود بازیکنان بی کیفیتی که وجود داشتند مقابل خط حمله های آشتشین ناپولی و رم و لاتزیو به زانو درمی¬آمدند و در خط هافبک هم اگرچه ستاره¬ای چون بوناونتورا حضور داشت که همیشه جنگنده و با تعصب بود اما میلان اندکی از کیفیتش کاسته شده بود و حالا در اواخر فصل با تمام توان داشت برای سهمیه لیگ اروپا میجنگید.
مونتلا در نیم فصل و پس از شکست یووه و کسب قهرمانی سوپرجام، از طرف طرفداران لقب «جن گیر» را کسب کرده بود. فصل پیش سینیشا میهایلوویچ پس از نتایج ضعیف با میلان ابراز کرده بود که اگر من نتوانم با این تیم نتیجه بگیرم پس حتما فقط یک جنگیر از پس این کار برمی¬آِد و حالا مونتلا همان جنگیری بود که توانسته بود به نتایجی چشمگیر دست پیدا کند. اما حالا مونتلا روی دور افت و شکست افتاده بود و میرفت تا طرفداران لقب جنگیر را از او پس بگیرند. آخرین شانس مونتلا گرفتن سهمیه لیگ اروپا بود که اصلی ترین رقیبش هم در این مسیر تیم اینتر میلان به سرمربی گری استفان پیولی بود، پیولی قبل تر گفته بود ما تیم بزرکی هستیم اما هرگاه مقابل تیمهای بزرگ قرار میگیریم و شرایط اندکی پیچیده میشود مانند یک تیم کوچک و دست و پا بسته رفتار یکنیم. در یکی دو هفته مانده به پایان فصل، میلان و اینتر در ورزشگاه شهر میلان و در دربی موسوم به دلامدونینا مقابل یکدیگر قرار گرفته بودند. اهمیت بسیار زیاد این بازی هیجانش را از هر فینالی بیشتر کرده بود چرا که تیم پیروز خیالش از صعود به بازیهای انتخابی لیگ اروپا راحت میشد و تیم دیگر شهر میلان هم به قعر سقوط میکرد. عموزاده های میلانی هر دو فصل مطلوبی را تجربه نکرده بودند و شاید کسب پیروزی در این بازی میتوانست انگیزه ای دوباره به یکی از آن دو بدهد. ضمنا این بازی یک نکته دیگر هم داشت. این بازی آخرین حضور گالیانی و برلوسکونی در تیم میلان بعنوان مسئولین این تیم بود و میلان بزودی به مالکین جدید چینی¬اش فروخته میشد. بازیکنان میخواستند که خداحافظی با شکوهی با گالیانی و برلو داشته باشند و دل آنها را در این آخرین بازی بدست آورند.
بازی شروع شده و اینتر حسابی تیم برتر میدان بود. نیم فصل قبل، سوسو دو گل برای میلان زد و هنگامیکه بازی با نتیجه 2 بر 1 در حال اتمام بود، پریشیچ در دقیقه پایانی گل مساوی را برای اینتر میلان زد و با خوشحالی پیراهن خود را از تن دراورد و با دیگر بازیکنان به خوشحالی بسیار ویژه ای دست زدند. میلان در آن بازی تیم برتر میدان بود و خوردن گل مساوی از تیمی که مستحق شکست بود مونتلا را حسابی آزرده خاطر کرده بود به طوری که در پایان از خوشحالی بعد از گل بازیکنان تیم حریف انتقاد کرد و گفت که آنها انگار در فینال لیگ قهرمانان اروپا گلزنی کرده بودند. این جمله بارها و بارها توسط هواداران تیم میلان در شبکه های مجازی نقل قول شد و اینتریستاها با اشنیدن این جملات عصبانی میشدند. اما حالا در بازی برگشت اوضاع حسابی متفاوت شده بود و هیچکس نمیدانست که قرار است تاریخ در بازی برگشت تکرار شود.
- توضیحات
- بازدید: 788
نظرات
- هیچ نظری یافت نشد.
































































































نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان