هنر
تاریخچه سینما
در نیمه اول قرن نوزدهم میلادی ژوزف نی یپس، فیزیک دان فرانسوی، لویی داگر، مخترع فرانسوی، و فاکس تابوت، مخترع انگلیسی با ثبت شیمیایی تصویر روی صفحه حساس و اختراع دوربین عکاسی، فن عکاسی را پدید آوردند. بدین ترتیب یکی از بخش های مهم تهیه فیلم به وجود آمد.
برای متحرک به نظر رسیدن تصویرها، حرکت پیاپی عکس ها لازم است. در سال ۱۸۷۳ میلادی ادوارد مای بریج، عکاس انگلیسی با گرفتن عکس های پی در پی از حرکت پای یک گربه و یک سوار کار و قرار دادن آنها درون دستگاهی به نام زکپراکسیسکوپ، عکس متحرک را به وجود آورد. این دستگاه یک تصویر افکن(پروزکتور) ابتدایی بود با یک صفحه گردان، در سال های پایانی قرن نوزدهم میلادی، اتین ژول ماره، دانشمند فرانسوی موفق به ساخت تصور افکن، کامل تری شد به نام کرونوفوتوگراف، د همین سال ها یعنی حدود سال ۱۸۹۳ تامس ادیسون و همکارش، ویلیام دیکسون فرانسوی، در امریکا دوربینی اختراع کردند که آن را کینوتوسکوپ نامیدند. نخستین فیلم های بسیار کوتاه ۳۵ میلیمتری با این دستگاه تهیه شدند.

در سال ۱۸۹۴ دو برادر به نام لویی و اگوست لومیر، دوربینی اختراع کردند که کار فیلم برداری و نیز نمایش فیلم را انجام می داد. آنان ان را سینما توگراف نامیدند. دستگاه آنها سبک و قابل حمل بود. سال بعد برادران لومیر دو فیلم ورود ترن به ایستگاه و خروج کارگران از کارخانه را روی پرده در کافه ای در پاریس به نمایش عمومی در آوردند. این نمایش نخستین محصول هنر و صنعت در تاریخ سینماست.

نخستین فیلم ها، ساده و کوتاه بودند. و صحنه هایی از زندگی مردم را نشان می دادند. به تدریج این تصویر های متحرک تازگی خود را از دست دادند و فیلم سازان به ساخت فیلم بلند داستانی پرداختند. ژرژملیس فرانسوی پیشگام ساختن فیلم داستانی بود. و درسال ۱۹۰۲ فیلمی با نام سفر به ماه ساخت. یک سال بعد ادوین پورتر آمریکایی با استفاده از شیوه های ملیس، فیلمی ساخت از نوع وسترن، با نام سرقت بزرگ در قطار که در تاریخ سینما شهرت یافت.

در سال ۱۹۰۶ میلادی جورن الیوت اسمیت فیلم برداری به شیوه رنگی را به نام سینما کالر (با دورنگ ) اختراع کرد. در سال ۱۹۰۸ میلادی امیل کول فرانسوی با استفاده از چوب کبریت، نخستین فیلم های انیمیشن را ساخت.
سینمای امریکا از آغاز قرن بیستم میلادی به پیشرفت و موفقیت بسیار دست یافت و از سال ۱۹۱۱ میلادی هالیوود(در بخشی از شهر لوس انجلس)مرکز صنعت سینما در امریکا شد. و فیلم های هالیوودی شهرت یافتند. در طول جنگ جهانی اول (۱۹۱۴_۱۹۱۸)تعداد زیادی فیلم مستند خبری از جنگ ساخته شد. در سال ۱۹۱۵ دیوید گریفیث، کارگردان و فیلم نامه نویس امریکایی، فیلمی بلند به نام تولد یک ملت درباره جنگ داخلی امریکا ساخت. او توانست با حرکت دادن دوربین فیلم برداری امکان تازه ای برای تصویر برداری فراهم کند که در تاریخ سینما اهمیت یافت.
درسال ۱۹۱۹ میلادی، رابرت وینه المانی، فیلم مطب دکتر کالیگاری را، با بیانی وهم آلود، احساسی و عاطفی با شیوه اکسپرسیونیسم ساخت. در سال ۱۹۲۳ والت دیزنی نخستین استودیوی فیلم برداری فیلم های انیمیشن را تاسیس کرد و در سال ۱۹۲۹ فیلم ویلی قایقران را ساخت و شخصیت میکی موس را در فیلم های انیمیشن خلق کرد. در سال ۱۹۲۵ سرگئی ایزنشتاین، کارگردان و تدوینگر نامدار روسی، یکی از فیلم ای تاثیر گذار تاریخ سینما را به نام رزمناو پوتمکین ساخت.
پس از کوشش های بسیار که از آغاز کار سینما برای ساختن فیلم ناطق(صدا دار )صورت گرفته بود، آین کراسلند امریکایی در سال ۱۹۲۷ نخستین فیلم ناطق را به نام خواننده جاز ساخت. اوموفق شد در این فیلم گفتگوی بازیگران را وارد صداهای فیلم کند. درسال ۱۹۲۹ در امریکا آکادمی اسکار برای بررسی فیلم تاسیس شد. این آکادمی برای تشویق دست اندرکاران سینما جشنواره ای برای اهدای جایزه سینمایی به نام جایزه اسکار برپا کرد. پس از آن با نظر و رای داوران، این جایزه در هر سال با بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر، بهترین فیلم نامه و موسیقی فیلم، و بخش های دیگر فیلم تعلق می گیرد.
نخستین فیلم رنگی (تکنی کالر با سه رنگ اصلی، قرمز، زرد و آبی) بکی شارپ نیز در امریکا ساخته شد. پس از آن ساخت فیلم های رنگی، در شیوه های گوناگون رونق یافت و از رنگ برای انتقال بهتر موضوع استفاده شد.
پس از جنگ جهانی اول، به ساختن فیلم های باارزش در فرانسه و ایتالیا توجه شد. و برای این منظور در سال ۱۹۳۶ سینما تک(سینمای کوچک که معمولا محل نمایش فیلم های هنری و معتبر است ) در فرانسه تاسیس شد. که مرکز تجمع منتقدان و فیلم سازان و نمایش فیلم های ویژه هنری بود. در سال ۱۹۳۸ جشنواره جهانی فیلم ونیز درایتالیا پایه گذاری شد.
جنبش تاثیر گذار در درسینمای نیورئالیسم ایتالیا در دهه ۱۹۴۰ با فیلم وسوسه ساخته، لوکینوویسکونتی آغاز شد. ویژگی فیلم های نئورئالیستی استفاده از صحنه پردازی واقعی، نور پردازی طبیعی هنگام فیلم برداری، پرداختن به مسائل اجتماعی با نگاه انسانی و همچنین استفاده از مردم عادی در کنار بازیگران حرفه ای بود. رم شهر بی دفاع ساخته روبرتو روسلینی و دزد دوچرخه ساخته ویتوریو دسیکا از معروف ترین این گونه فیلم ها به شمار می آیند. در همین دهه فیلم همشهری کین به کارگردانی اورسن ولز، کارگردان امریکایی، ساخته شد که در چند دوره نظر سنجی سینمایی به عنوان بهترین فیلم تاریخ سینما انتخاب شد.
در سال ۱۹۴۵ جشنواره جهانی فیلم کن در فرانسه، پایه گذاری شد. در این جشنواره داوران فرانسوی و بین المللی، با بررسی فیلم ها می پردازند و به بهترین فیلم جایزه داده می شود.
در سال ۱۹۵۰ نیز جشنواره ای جهانی در برلین المان پایه گذاری شد. در این جشنواره نیز با بررسی فیلم های همه کشور ها به بهترین فیلم جایزه داده می شود.

با پیشرفت فن و صنعت در سینما در دهه ۱۹۵۰، نخستین فیلم سه بعدی ساخته شد. در همین دهه، ساختن فیلم های سینما سکوپ نیز آغاز شد. در سینماسکوپ با استفاده از یک عدسی مخصوص، تصویر عریض به صورت فشرده روی فیلم خام ثبت و روی پرده عریض نمایش داده می شود.
در نیما دوم قرن بیستم میلادی، جنبشی جدید به نام موج نو، در سینمای فرانسه به وجود آمد. فیلم چهارصد ضربه ساخته فرانسوا تروفو از نخستین فیلم های موج نو است. پیشگامان این جنبش منتقدان سینمای فرانسه بودند که از فیلم های عامه پسند انتقاد می کردند .آنها طرفدار فیلم هایی بودند که تماشاگر را به اندیشیدن و یافتن گوشه های پنهان موضوع فیلم دعوت می کردند. فیلم قاعده بازی ژان رنوا و فیلم ناگهان بالتازارروبر برسون از این گونه فیلم ها بودند.
از قرن بیستم میلادی، ساختن فیلم در بیشتر کشورهای جهان رونق یافته و انواع فیلم های داستانی، مستند و انیمیشن ساخته شده است. به نظر برخی از منتقدان و متخصصان سینما در نیمه دوم قرن بیستم میلادی، چندین فیلم تاثیر گذار و مهم در جهان ساخته شده است از جمله مهر هفتم به کارگردانی اینگمار برگمان سوئدی (فیلمی بر اساس رویا و خاطره انسان) انجیل به روایت متی به کارگردانی پیر پائولو پازولینی ایتالیایی (فیلمی درباره عیسی مسیح) و ایثار به کارگردانی آندری تارکوسفکی روسی که سبکی شاعرانه دارد.
در سال ۱۹۹۵ سینما صد ساله شد و چندین کارگردان برجسته جهان با دوربین برادران لومیر، هریک جداگانه، فیلمی چند ثانیه ای ساختند کا در قالب یک فیلم با عنوان لومیر و شرکا به نمایش در آمد. در سال های پایانی قرن بیستم میلادی با رشد فناوری استفاده از اینترنت رواج یافت و فیلم های سینمایی روی شبکه های بین المللی کامپیوتری با نمایش در آمدند. در آغاز قرن بیست و یکم میلادی، رشد، سرعت و کیفیت فناوری، بر سینما تاثیر گذاشت و فیلم های سینمایی بیشتر با دوربین دیجیتالی ساخته شدند و دستگاه ای کوچک نمایش فیلم دیجیتالی نیز جای آپارات های قدیمی را گرفتند.
تحلیل فیلم ادی عقاب
سینمای ژانر ورزشی همواره از ژانرهای مورد علاقه مردم آمریکا بوده که اکثر فیلمهای موفق این ژانر هم با استتقبال مردم سینمارو این جامعه روبرو گشته است. از موفق-ترین فیلمهای این ژانر در چند دهه اخیر میتوان به سری فیلمهای راکی اشاره نمود که توانست استانداردهایی را در سینما جا بیندازد که در دهه ها بعد نیز فیلمهای این ژانر اکثرا به تبعیت از این قواعد ساخته و پرداخته شده کمر همت بستند. راکی داستان یک بوکسور کوچه خیابانی را به تصویر میکشید که نهایتا توانست به بوکسوری معتبر بدل شده و در دوران جنگ سرد، بوکسور روس را شکست دهد و قهرمان جهان شود. او از تنهایی و آشفتگی خاصی به این ثبات رسید و در آن روزگار منبع الهام بسیاری از جوانان خسته و ناامید امریکا گشت. دیگر فیلمهای ژانر ورزشی را نیز اگر بنگریم عموما از همین قاعده تبعیت میکنند، فردی تنها و شکست خورده با تماشای چیزی الهام میگیرد که به ورزش مورد علاقه-اش روی بیاورد و تا جان در بدنش هست عرق بریزد و در پایان موفق شود.
ادی عقاب نیز چنین فیلمی است. ادی پسری است که در دوران کودکی پایش معلول گشته و خانه نشین میشود. او اما پسر با اراده¬ایست و رفته رفته میتواند با راه رفتن و دویدن و از پای ننشستن، سلامتی را به پای خود بازگرداند. ادی پدر مادری دلسوز دارد که غصه فرزندشان امان آنها را بریده و آرزو میکنند در دل که، روزی فرزند آنها نیز بتواند مانند دیگران به زندگی روزمره خود بخوبی مشغول شود. ادی اما در اوان جوانی دل در گرو عشقی دیگر بسته است. او زندگی عادی و روتین را نمیپسندد، نمیخواهد بجنگد برای اینکه مردی معمولی شود مانند پدرش که صبح تا شب با همان وانت قراضه خود روز را شب و شب را صبح کرده و رویای دیگری برای زیستن نداشته باشد. ادی روزی در تلویزیون مسابقه اسکی پرش را در تلویزیون تماشا میکند، قهرمان مسابقات توانسته رکورد بی نظیری را در پرش به جای بگذارد و همین عاملی میشود تا ادی نیز کاشته شدن بذر یک رویا را در سینه خود احساس کند.
او می¬اندیشد و در فکر فرو میرود، او انگار فهمیده که چرا زنده است، چرا نفس میکشد، چرا در کودکی پایش به آن روز افتاد و اکنون سلامتی را باز یافته است. تقدیری در دل خود احساس میکند که هم¬بال رویاهایش شده، او تصمیم خود را میگیرد و عزمش را جزم میکند تا به قهرمان این رشته تبدیل شود. ادی به باشگاهی رفته و در رشته اسکی پرش ثبت نام میکند. در ابتدا اوضاعش بد نیست اما زمانیکه قرار میشود برای اولین بار اسکی پرش در المپیک نیز برگزار شود ادی تمام همت خود را میبندد تا بعنوان نماینده امریکا در المپیک حضور داشته باشد. نفس پشت نفس و قدم پشت قدم، میدود، میپرد و سر میخورد. تنها میخواهد مربی¬اش را مجاب کند که اوست که میتواند نماینده بهتری برای امریکا در اسکی پرش المپیک باشد. مربی ولی نظرش کس دیگریست. تنها چند ماه به برگزاری المپیک مانده است و ادی از رفتن به المپیک باز میماند. پدر و مادرش میفهمند که چه غمی دل فرزندشان را میلرزاند اما کاری از آنها ساخته نیست. ادی باز هم تصمیم دیگری گرفته و در این کله شقی خود ابرام میورزد. او میخواهد به آلمان برود چون اسکی پرش در آنجا قوی¬تر است و باشگاهها و مربیان حرفه¬ای تری دارد.
او نپذیرفته که برای المپیک بعدی بجنگد، او همین المپیک را میخواهد و ولاغیر. پدر مادرش در ابتدا شوخی میگیرند و میخندند، وقتی میفهمند قضیه جدی است و ادی کوله بار خود را بسته، نه مادر میتواند با گریه¬های خود سد راه او شود و نه پدر با وانت قراضه¬اش توان نگاه داشتن او را دارد. ادی میرود به آلمان تا دست پر بازگردد. او فرزند ساده و ضعیف خانواده است و میرود تا بعنوان پسر قوی و پرافتخار خانه بازگردد. سفری آغاز میشود، (سفر قهرمان)، سفری که حتی ممکن است بازگشتی نیز بدنبال نداشته باشد چرا که ورزش خطرناکی چون اسکی پرش، آن هم در سن و سال ادی که پر است از حماقت و کله شقی و البته در خاک غریب که کسی نیست تا در روز مصدومیت تیمارش کند. به هر روی ادی به آلمان رفته و طبق قواعد ژانر ورزشی ابتدا مورد تمسخر سابقه داران این ورزش قرار میگیرد. پرشهای طولانی آنها را میبیند و در دل خود بدانها رشک میبرد، که آیا من نیز میتوانم؟ ادی پای در گود میگذارد. از پرش یک متر به دو متر و از دو متر به بالاتر. هر چه پرشها بلند تر قلب او لرزان¬تر اما چشمانش جدی¬تر است. به نوعی شجاعتی در حماقتش وجود دارد که مخاطب را با خود همراه میکند. آخرین پرش خود را که میزند دست و پایش نزدیک است پس از سقوط خرد شود. زنِ کافه داری در آن منطقه کوهستانی از او مراقبت میکند تا حال او را خوب کند و به میدان بازگرداند (قاعده دیگر این ژانر) و در ادامه مهمترین فرمول ژانر ورزشی در این فیلم نیز اتفاق می¬افتد.
یک سرمربی کهنه کار در این رشته، که خود زمانی از بهترینها بوده و دست روزگار مقابل او ایستاده تا نتواند به راهش ادامه دهد. نقش او را «هیو جکمن» بازی میکند. یک ورزشکار بازنشسته که الکلی شده و هیچ امیدی برای ادامه ندارد و فقط با بولدوزر کوچک خود مشغول پارو کردن برفهایی است که ورزشکاران جوان میخواهند بر روی آن سر بخورند. پیدا کردن یک مربی کهنه کار که البته در اوج تباهی و ناامیدی به سر میبرد و به دست آوردن دل او و امیدوار ساختنش برای تکرار موفقیت از مهمترین اتفاقاتی است که در این نوع فیلمها می افتد. بدون پیدا کردن یک راهنما و پیرِ راه، پیمودن مسیر قهرمانی و بازگشت به خانه با دستهای پر ممکن نیست. در ادی عقاب هم مربی نهایتا قبول میکند که او را تمرین دهد و به مقصود برساند. این اتفاق بالاخره می افتد. ادی میتواند به المپیک راه یابد و رکوردی بی نظیر در پرش را به نام خود ثبت کند. دیگر مربی سابقش که او را نپذیرفت هم نمیتواند حرفی بالایش بزند. ادی توانسته، ادی به ادی عقاب بدل شده و تا سالهای سال الهام و انگیزه¬ای مشود برای دیگر جوانان عاشق.
ادی عقاب شخصیتی واقعی است که دقیقا همین داستان نیز برای او رخ داده است. فیلم ادی عقاب نیز اگر چه فیلم خیلی خوب و جدید نیست اما به هر حال توانسته با رعایت کردن بسیاری از قواعد این ژانر به فیلمی تبدیل شود که ارزش دیدن را دارد و با فضای شاد و مهیج خود نیز مخاطب جوان خود را امیدوارتر به آینده بکند.
نقد و تحلیل فیلم مادر من اثر نانی مورتی

فیلم مادر من محصول سینمای ایتالیا و به کارگردانی «نانی مورتی» از فیلمهای شاخص یک دهه اخیر سینمای ایتالیا است. فیلم روایتگر زندگی زن فیلمسازی است که مشغول ساخت یک فیلم در مورد کارخانه¬ایست که در حال ورشکستگی¬ست. مدیری آمریکایی برای ریاست به کارخانه آمده و در تلاش است که کارگران ناراضی کارخانه را که دست به اعتصاب و اعتراض زده-اند، آرام کند. در کنار این، مادر من به رابطه خانوادگی زن فیلمسازی نیز دقت نظر دارد، او مادر پیری دارد که نمونه یک مادر مهربان، مادر بزرگ دوست داشتنی و شخصیتی ساده و مظلوم است. مادر بزرگ به دختر قهرمان فیلم زبان لاتین درس میدهد ـ قبلا معلم بوده است ـ و در تدریس خود بسیار جدی است و نشان میدهد که در گذشته نیز معلم سخت گیری بوده است. زن فیلم ساز یک برادر هم دارد که نقش او را خود کارگردان یعنی نانی مورتی بازی کرده است. رفته رفته که زن فیلمساز درگیر ادامه دادن فیلم خود میشود روابطش هم در سر صحنه و هم در خانواده مورد کنکاش بیشتری قرار میگیرد.
سر کار او در ابتدا با بازیگر آمریکایی که نقش یک مدیر تازه وارد را ایفا میکند حسابی به مشکل برمیخورد. او مردی مغرور و از خود راضی است و همین برای زن قابل قبول نیست، او دائما دیالوگها را اشتباه میگوید و حاضر هم نیست تا اشتباهات خود را بپذیرد، دیر به محل فیلمبرداری می¬آید و انجام دادن این رفتار ناشایست از سوی بازیگر امریکایی، در روزهایی صورت میگیرد که زن، دل نگران مادرش نیز است. مادر پیر او حسابی حالش بد شده، به بستری شدن در بیمارستان نیاز پیدا کرده و وارد بخش مراقبت¬های ویژه میگردد. برادر با بازی نانی مورتی سعی میکند در این لحظات سخت بیشتر کنار خواهر و مادرش باشد و همین باعث نزدیکی بیشتر اعضای خانواده به یکدیگر میشود. شروع میکنند به مرور خاطرات و نوستالژی بازی و بعد از مدتها واقعا به یک خانواده گرم و صمیمی تبدیل میشوند. زن حالا دیگر ساخت فیلمش تنها دغدغه¬اش نیست و نزدیکی با اعضای خانواده حسابی حال او را خوب کرده است. در اواخر فیلم اما، مادر میمیرد و در نبود خود دختر و پسرش را با یکدیگر تنها میگذارد. آنها شروع میکنند به مرور قسمتهایی از خانه که مورد علاقه مادرشان بوده است و تلاش میکنند تا حضور مادر را در خانه همچنان حفظ کنند.

مادر من، فیلمی دراماتیک و رئالیستی است که تمام تلاش خود را میکند تا در سطح نماند و در عمق ذهن شخصیتهایش نیز کنکاش بکند و البته در این مسیر نیز تا حدود زیادی موفق میشود. زن کارگردان، ویژگیهایی دارد که بخوبی از او یک زن مستقل، قوی و البته در کنارش هم شکننده را به تصویر میکشد. او دختر و مادر خود را کنار خودش نگاه داشته و میخواهد که برایشان رفاه و آسودگی به ارمغان بیاورد اما در انجام این کار کوتاهی میکند چرا که ساخت فیلمش آنقدر برایش مهم شده است که مفهوم خانواده را پاک از ذهن او میبرد. شخصیت پردازی زن کاری قوی از سوی فیلمنامه نویس بوده که با بازیگردانی خوب نانی مورتی ـ که بعنوان بازیگر پارتنر هم نقش خود را بخوبی ایفا کرده ـ و همچنین بازی خوب بازیگر نقش زن، به شخصیتی خوب و موثر بدل گشته است. او تمام تلاش خود را میکند که ظاهری قوی و مستقل از خود نشان دهد اما میفهمیم و میدانیم که این قدرت ظاهری و پوشالی است و آنچه مشخص است این است که شکنندگی ایین زن، اتفاقا بدلیل دور افتادن او از خانواده و عزیزانش اتفاق افتاده است. در کنار این موضوع، شخصیت مادر در فیلم، اگرچه حسابی بر سطح درام فیلم افزوده و حس و حال فیلم را برای پیش رفتن به سمت و سوی یک درام خانوادگی مهیا میکند، اما بعنوان یک شخصیت حسابی در فیلم منفعل است و عملا هیچ کنش یا واکنشی که به پیشبرد داستان منجر شود از سوی او اتفاق نمی¬افتد. او فقط هست، با دخترش حرف میزند، به نوه¬اش زبان لاتین یاد میدهد، حالش که خراب میشود در بیمارستان بستری شده و موجب نزدیک شدن اعضای خانواده به هم میگردد و در آخر نیز تبدیل به خاطره¬ای میشود که حس و حال و فضای فیلم را شیرین و دوست داشتنی میکند اما این مورد که شخصیت مادر در این فیلم اینقدر بی کار و منفعل است و همیشه یا در حال تاثیر پذیرفتن است و یا اگر هم تاثیری میگذارد یا بخاطر بیمار شدنش است و یا بخاطر مرگش و این از وی یک شخصیت ناکارا در درام فیلم میسازد.
شخصیت برادر با بازی نانی مورتی، شخصیتی قابل باور است که در عین آرامش و تلاش برای آرام نگاه داشتن محفل خانواده، سعی میکند با نزدیک شدن به خواهر تنها و خسته¬اش و همچنین مراقبت از مادر در روزهایی که خواهر سر صحنه فیلمبرداری است به اعضای خانواده کمک کند. نانی مورتی چهره و تن صدایش به یک مرد پخته و قابل اعتماد شبیه است، در فیلم هم گویا با تکیه بر همین چهره و تن صدا توانسته شخصیت برادر را تا این حد قابل اتکا و دوست داشتنی کند. مورتی یک کارگردان عاشق سینماست و کسی بود در اولین اکران فیلم طعم گیلاس مرحوم عباس کیارستمی در شهر رم، از این اکران مستندی ساخت و این-گونه ارادت و علاقه خود را به کیارستمی نشان داد. اتفاقا رگه¬هایی از سینمای کیارستمی نیز قابل تشخیص است در مادر من، البته که نمیتوان اسمش را تاثیرپذیرفتن از کیارستمی گذاشت بلکه مقصودم این است که کارگردانی که تا این حد علاقه به کیارستمی و سینمایش دارد اصلا چیز عجیبی نیست که چنین فیلمی هم بسازد، فیلمی که روابطی کاملا قابل تمیز و قابل باور از اعضای یک خانواده را نشان میدهد و همه چیز در اوج سادگی و صمیمیت بر پرده نمایش داده می¬شود.
ساختار درام فیلمنامه نیز ساختار پر پیچ و خمی نیست و آرام آرام جلو میرود تا ناگهان به مرگ مادر منتج میشود. مادر در نهایت فوت میکند و با فوت او فضای خانه نیز عوض میشود، مورتی در اینجا تمام تلاش خود را میکند که لحن فیلم به هیچ وجه تلخ و گزنده نشده و هنوز هم حس و حال شیرین خود را نگاه دارد. در پایان فیلم که یکی از شاگردان مادر می¬آید برای ادای احترام به معلم قدیمی خود و خانواده¬اش، فیلم در خلا مادربزرگ و یاد کردن از خوبی¬هایش حسابی سرزنده است و همین باعث میشود که فیلم را اثری در ستایش زندگی بدانیم. چقدر این مفهوم مخاطب را به یاد مفاهیم فیلمهای عباس کیارستمی ¬می¬اندازد.
سینما
فن، صنعت و هنر تهیه مجموعه تصویر های پی در پی است. که روی فیلم، ثبت (ضبط) و بر پرده نمایش نشان داده می شود. به صورتی که تصویر در نظر تماشاگر، متحرک به نظر می آید. اندیشه ایجاد تصویر متحرک اساس به وجود آمدن سینما بوده است.
رشد فناوری سبب شده است که از حدود سال ۲۰۰۰ میلادی فیلم برداری تحولی شگرف پیدا کند و فیلم با دوربین الکترونیکی (دیجیتال) تهیه شود.
سینما واژه ای است فرانسوی بر گرفته از واژه یونانی کینو به معنای حرکت است.
برای اینکه تصویر ها متحرک دیده شوند فیلم بردار با دوربین فیلم برداری از هر حرکت موضوع مورد نظر در هر ثانیه ۲۴ عکس (فریم) روی نوار فیلم ضبط می کند. تصویرهایی که از صحنه ای یا موضوعی تهیه می شوند پی در پی و با سرعت ۲۴ تصویر در هر ثانیه از جلو دریجه تصویر افکن (پروژوکتور) می گذرد و بر پرده نمایش نمایان می شود. (در فیلم های صامت در هر ثانیه ۱۶ عکس از هر حرکت برداشته می شد) و بر اساس اصل ماندگاری تاثیر نور بر چشم، تصویر ها متحرک، منسجم و زنده به نظر می آیند. (دوام کوتاه مدت تاثیر نور در حدود یک دهم ثانیه پس از دیدن تصویر است). فیلم سینمایی در ابتدا بی صدا( صامت) ساخته می شد. پس از پیشرفت های علمی و فنی در صنعت فیلم سازی صدا وارد فیلم شد و تصویر را واقعی تر و جذاب تر نشان داد. با تدریج شگرد ها و روش های نو در صداگذاری فیلم اهمیت فراوان یافت.
صدا در فیلم مجموعه ای از گفتگو (دیالوگ) صدای محیط (امبیانس)، صدا های تاثیر گذار یا جلوه های صوتی (ساند افکت) و موسیقی است. سینما توانست با بهره گیری از ادبیات، تئاتر، موسیقی و نقاشی در ضمن روایت داستانی به بیان احساس، اندیشه، و تخیل بشری بپردازد. فیلم های مستند، اموزشی، و تربیتی تهیه کند. از رویدادها خبر دهد و به سود یا زیان جریان های سیاسی و اجتماعی فیلم هایی تهیه کند.
پدید آوردنگان فیلم
ساخت هر فیلم سینمایی محصول کار فیلم نامه نویس، کارگردان، تهیه کننده، بازیگر، فیلم بردار، صدابر دار و صداگذار، تدوین گر و آهنگساز است.
فیلم نامه نویس(سناریست)
داستان فیلم را می نویسد یا داستان از پیش نوشته شده ای را برای فیلم تنظیم می کند. به گونه از که بتوان آن را به تصویر در آورد. فیلم نامه نویس بر اساس بینش و سبک خود، موضوعی را دستمایه نوشتن قرار می دهد که با زبان تصویر بیان می شود. فیلم های سینمایی همه دارای فیلم نامه(سناریو ) یا دست کم طرحی مکتوب هستند. فیلم نامه حاصل تفکرات یا تجربه های شخصی فیلم نامه نویس است یا به سفارش کارگردان و تهیه کننده با بهره گیری از اخبار اجتماعی و یا اقتباس داستانی شکل می گیرد. فیلم نامه چند بخش مشخص دارد. نخست فکر یا ایده که در ذهن نویسنده شکل می گیرد. سپس، موضوعی که به تعریف شخصیت و ماجرا ها می پردازد و سوم بخش بندی که ماجرای آغاز، میانه و پایان فیلم نامه را روایت می کند. فیلم نامه همچنین شامل صحنه ها و گفتگو های فیلم است. در تنظیم متن نهایی هر فیلم نامه به جز فیلم نامه نویس ممکن است کسان دیگر از جمله کارگردان شرکت داشته باشند.
کارگردان
پدیدآورنده اصلی فیلم است. در واقع فیلم از سبک و تفکر کارگردان که رهبر گروه است مایه می گیرد. معمولا کارگردان با همه امور سینما شناخت دارد و با همین دلیل است که فیلم را با نام کارگردان آن می شناسند. کارهای اصلی یک کارگردان عبارت اند از : اتتخاب فیلم نامه و مکان فیلم برداری، (لوکیشتن) و همچنین دکوپاژ که شامل مشخص کردن اندازه نما، زاویه دید و میزانسن است. میزانسن در سینما به نوع حرکت دوربین و بازیگران و چیدمان کل صحنه گفته می شود. کارگردان از نخستین لحظه شروع تا پایان تولید یک فیلم حضور دارد. دستیار و برنامه ریز برای هماهنگی کار به کارگردان کمک می کنند و منشی صحنه کار کنترل و ثبت اجزای صحنه ها، بازیگران و فیلم برداری را به عهده دارد.
تهیه کننده
فرد یا سازمانی است که سرمایه و امکانات تهیه فیلم را تامین می کند و بر همه مراحل آن نظارت دارد. تهیه کننده این کار را معمولا با نظر کارگردان و به کمک مدیر تولید انجام می دهد. مدیر تولید، مسئول تهیه تجهیزات و عناصر موردنیاز ساخت فیلم است. تهیه کننده همچنین مسئول بستن قراردادها و پرداخت هزینه است و درآمد حاصل از فروش فیلم به او تعلق می گیرد.
بازیگر یا هنرپبشه سینما کسی است که در فیلم به ویژه فیلم داستانی نقش ایفا می کند. بازیگر سینما رامعمولا کارگردان انتخاب می کند. بازیگر با مطالعه فیلم نامه، بر اساس شیوه بازیگری و تجربه های خود برای ایفای نقش آماده می شود. گذشته از این بازیگر معمولا با ابزارهای فنی سینما نیز آشنایی دارد تا با عوامل کارگردانی هماهنگ باشد.
نخستین بازیگران سینما، برخی از بازیگران حرفه ای تئاتر بوده اند. هرچند آنها بازی در فیلم های سینمایی را کم ارزش می دانستند. اما به تدریج حضور آنها در سینما بیشتر شد. برخی از بازیگران تئاتر همچون چارلی چاپلین با هنر نمایی شگفت انگیز خود به ستاره بزرگ سینما تبدیل شدند. امروزه بسیاری از بازیگران تئاتر در سینما هم نقش بازی می کنند.
فیلم بردار
مسئول طرح و اجرای فیلمبرداری و نظارت بر نور پردازی است. در فیلم برداری یک فیلم گاهی ممکن است بیش از یک فیلم بردار حضور داشته باشد. مدیر فیلم برداری مسئول اصلی فیلم برداری است. مدیر فیلمبرداری علاوه بر آشنایی با همه کارهای فنی سینما، باید از موضوع و چگونگی فیلم نامه آگاهی داشته باشد و براساس ان فیلم برداری کند. مدیر فیلم برداری همچنین گروه فیلمبرداری را مشخص می کند. نورپرداز، دستیاران و عوامل فنی دیگر در گروه فیلم برداری کار می کنند. فیلم بردار با تنظیم زاویه دید دوربین، اندازه نما و حرکت دوربین؛ طرح ا و نکته های مورد نظر کارگردان را به اجرا در می آورد. نور پرداز نور مناسب برای رسیدن به شرایط شرایط فیلمبرداری را تنظیم و فراهم می کند. نور صحنه های فیلم چه در فضای باز چه در فضای بسته باید با گونه ای باشد که صحنه ها باور پذیر به نظر برسند و دور از واقعیت نباشند. فیلم برداری ممکن است در استودیو انجام شود. استودیو جایی مخصوص برای تهیه و ضبط برنامه های رادیویی و تلویزیونی و نیز فیلمبرداری، عکاسی، دوبله و مانند آنهاست. اینگونه فیلم برداری دارای امکانات بیشتر نور پردازی و صدابرداری است و از فیلم برداری در فضای طبیعی آسان تر است. امروزه با پیشرفت فناوری و امکانات استودیو ها ودر دسترس بودن ابزارهایی مانند دوربین های فیلمبرداری دیجیتالی و نیز پیشرفت صنعت فیلم برداری، بر سرعت و کیفیت کار سینما افزوده شده است.
صدابردار و صداگذار
از عوامل مهم سینما هستند. کار صدابرداری هنگام فیلم برداری و سر صحنه انجام می شود. صدای فیلم شامل صداهای سر صحنه، صداهای تاثیر گذار و موسیقی است. صدابردار به کمک دستیارش بوم صدابرداری(وسیله ای برای ضبط صدا) را در دست می گیرد یا به وسیله میکروفون های کوچک تر صداهای سر صحنه را ضبط می کند. و همزمان با ترکیب کردن هماهنگ نوار های صدای فیلم روی دستگاهی مخصوص، صدای فیلم را تنظیم می کند.به این کار میکس می گویند. صداگذار صداهای تنظیم شده فیلم را در استودیو با تصویرهای فیلم هماهنگ می کند. همچنین ضمن تنظیم صدای فیلم، صداهای تاثیر گذار را که در استودیو با دستگاه های کامپیوتری ساخته می شود، بر صدای صحنه می افزاید.
تدوین گر
با انتخاب صحنه های مناسب از میان صحنه های فیلم برداری شده (راش) فیلم را بر اساس فیلم نامه به نظم در می آورد. معمولا فیلم برداری به دلیل محدود بودن امکانات، بر اساس روند فیلم نامه صورت نمی میگیرد. از این رو برای تدوین فیلم، نسخه ای از برداشت های صحنه های گوناگون به تدوین گر سپرده می شود. تدوین گر با توجه به فیلم نامه و سلیقه کارگردان، نماهای مناسب را پشت سر هم میچیند تا تصویرها تداوم بصری یابند. در فیلم هایی که صدابرداری و فیلم برداری همزمان انجام شده است. تدوین گر گفتگو ها صداهای تاثیر گذار را روی فیلم می گذارد. موسیقی و صداهای دیگر مانند گفتار متن معمولا پس از تدوین به فیلم اضافه می شوند. سرانجام با کنار هم قرار دادن صحنه ها و صداها، فیلم آماده می شود. امروزه کار تدوین با دستگاه های کامپیوتری انجام می شود .
آهنگ ساز
ساخت، تنظیم و انتخاب موسیقی فیلم را به عهده دارد. انتخاب و تنظیم مناسب موسیقی تاثیرگذاری فیلم را افزایش می دهد.
آهنگساز با مطالعه فیلم نامه و مشورت با کارگردان، موسیقی فیلم را آماده می کند. آهنگساز فیلم معمولا در مرحله تدوین اولیه فیلم حضور پیدا می کند و در مورد بخش هایی از فیلم که نیاز به موسیقی دارد. با کارگردان تبادل نظر می کند. سپس با توجه به چگونگی فضای فیلم و توجه به ترتیب منظم و پی در پی صحنه های آن (ریتم فیلم)موسیقی فیلم را تهیه و تنظیم می کند.
در مرحله بعد موسیقی فیلم در استودیوی صدا برداری ضبط به نوارهایی خاص با ابزار الکترونیکی مانند کارت حافظه منتقل می شوند. آخرین مرحله تهیه نسخه اصلی فیلم است. که با ترکیب کردن، تصویر، صدا و موسیقی آماده می شود.
با ناطق شدن سینما ساخت موسیقی فیلم به صورت مستقل، به طور جدی مورد توجه قرار گرفت و به تدریج جایگاهی مهم در ساخت فیلم پیدا کرد.
طراح صحنه و لباس، چهره پرداز و مسئول جلوه های ویژه نیز در پدید آوردن فیلم سینمایی نقش اساسی دارند.
انواع سینما
سینمای داستانی پر مخاطب ترین نوع فیلم های سینمایی است. فیلم نامه آن بر اساس یک داستان یا روایت مستقل یا اقتباس و الهام از یک اثر ادبی و واقعه تاریخی یا خبرهای گوناگون نوشته می شود.
فیلم های داستانی ممکن است واقعی با تخیلی یا آمیزه ای از هر دو باشند. ودر انواع سبک ها و گونه ها (ژانرها ) ساخته شوند. فیلم های داستانی دارای یک یا چند شخصیت اصلی هستند که هدفی را دنبال می کنند. داستان فیلم معمولا درزمان و مکانی مشخص آغاز می شود و باید از چنان گیرایی و جدابیتی برخوردار باشد تا مخاطب را با داستان درگیر کند. معمولا در میانه های این گونه فیلم ها، در گیری شخصیت های اصلی با رویدادها و تاثیرشان بر شخصیت های داستان نشان داده می شود. در پایان بیشتر فیلم های داستانی نیز پیامد رویدادها و نتیجه انها مشخص می شود. برخی فیلم ها پایان باز دارند و نتیجه گیری را به مخاطب واگذار می کنند. فیلم های داستانی معمولا فروش بیشتری دارند و به اقتصاد سینما کمک می کنند. از سبک های مهم سینمای داستانی جهان می توان به اکسپرسیونیسم المان، امپرسیونیسم فرانسه؛ سورئالیسم فرانسه (سوررئالیسم احساس درونی انسان را آزادانه و بدون قید و شرط بیان می کند) و نئوریالیسم ایتالیا( نیورئالیسم واقعیت جامعه جدید را بیان می کند) اشاره کرد .
برخی از گونه های سینمای داستانی عبارت اند از: سینمای اجتماعی، کمدی، علمی_تخیلی، وسترن، فانتزی، افسانه ای، تاریخی، جنگی، سیاسی، موزیکال، معمایی، دلهره آور، ترسناک و عاطفی(ملودرام).
سینمای کودک دو گونه است: فیلم هایی که برای کودک و نوجوان ساخته می شوند. مانند ساز دهنی امیر نادری، شهر موش ها ( مرضیه برومند و محمد علی طالبی) و کلاه قرمزی و پسر خاله (ایرج طهماسب)، فیلم هایی که در باره کودک و نوجوان ساخته می شوند. مانند یک اتفاق ساده( سهراب شهید ثالث) خانه دوست کجاست و مشق شب( عباس کیارستمی)، شرم (کیومرث پور احمد) و بادکنک سفید( جعفر پناهی) .
سینمای انیمیشن (پویا نمایی) با کنار هم گذاشتن و نشان دادن پی در پی نقاشی ها و اجسام بی جان، تصور حرکت در بیننده ایجاد می شود. امروزه سازندگان فیلم های انیمیشن با استفاده از برنامه های کامپیوتری (نرم افزارهای ویژه ساخت انیمیشن)انواع گوناگون انیمیشن را می سازند.
از نخستین سال های قرن بیستم میلادی، ساخت فیلم انیمیشن(متحرک ساختن نقاشی) به سینما راه یافت. نخستین فیلم های انیمیشن را امیل کویل فرانسوی و استوارت بلکتون امریکایی ساختند. این فیلم ها بسیار کوتاه بودند. به تدریج فن متحرک سازی تصویر پیشرفت کرد و فیلم های بلند تر ساخته شدند. و نمایش این گونه فیلم ها با استقبال روبه رو شد. در سال ۱۹۲۳ میلادی والت دیزنی، سازنده فیلم های مشهور انیمیشن در امریکا و شرکت او استودیوهای بزرگی برای ساختن انیمیشن در امریکا تاسیس کردند و شخصیت هایی مانند میکی ماوس و پینوکیو را در سینمای انیمیشن خلق کردند.
در سال ۱۳۳۶ شمسی اسفندیار احمدیه انیمیشن کوتاهی (در حدود ۱۵ ثانیه) به نام ملانصر الدین ساخت.
از سال ۱۳۵۰ شمسی نخستین آثار هنری سینمای انیمیشن در ایران پدید آمد. از میان هنرمندان به نام این گونه فیلم می توان به مرتضی ممیز، فرشید مثقالی، و نورالدین زرین کلک اشاره کرد.


سینمای مستند بر اساس واقعیت ساخته می شود. روش هایی که برای ثبت واقعیت به صورت فیلم یا به کمک بازسازی صحنه های واقعی به کار می رود، مستند سازی نام دارد. سازنده فیلم مستند دوربین خود را روی موقعیت های واقعی اشخاص، کارها و رویدادها متمرکز می کند. فیلم مستند اطلاعات تماشاگر و برخورد واقع گرایانه با مسائل را گسترش می دهد. زیبایی ها و زشتی های جامعه را بدون سانسور روایت می کند و با ارائه شناخت بیشتر از مشکلات به یافتن راه حل آنها کمک می کند.
بینش و خلاقیت کارگردان و فیلم بردار فیلم مستند در چگونگی ارائه و تصویر سازی واقعیت تاثیر گذار است. مثلا ممکن است فیلمی مستند از جنگل های شمال ایران با دو نگاه متفاوت از سوی دو کارگردان تهیه شود یکی بیشتر به زیبایی و سرسبزی بپردازد و دیگری به بریدن درختان جنگل.
موضوع هایی که می توان درباره انها فیلم مستند ساخت گوناگون اند. از جمله مستند های محیط زیست، آیین ها و رسم های اجتماعی و دینی، مستندهای شرح حال، تاریخی، سیاسی و جنگ. در سینمای ایران مستند سازی اهمیت بسیار یافته است. مشهور ترین مستند سازان ایران عبارت اند از: ابراهیم گلستان( مون و مرجان خارا)، فریدون رهنما(تخت جمشید)، فروغ فرخزاد(خانه سیاه است)، کامران شیردل (اون شب که بارون اومد) منوچهر طیاب(همراه باد در دل تنهایی کویر )، مهرداد اسکویی(رویای دم صبح) و مرتضی آوینی(روایت فتح).
سینمای تجربی با ساختار شکنی و رعایت نکردن قرارداد های معمول فیلم سازی ساخته می شود. فیلم تجربی معمولا داستان ندارد. تصویر ها مطابق واقعیت نیستند و در تدوین آن شیوه های معمول فیلم سازی رعایت نمی شوند. ممکن است بخش هایی از فیلم های قدیمی با فیلم جدید تلفیق شود یا بخش پایانی فیلم در اول یا میانه فیلم نشان داده شود. موضوع فیلم تجربی، شخصی، ذهنی و معمولا اعتراضی است. ساخت فیلم های سینمایی تجربی کم هزینه است. مدت زمان فیلم های تجربی می تواند بسیار کوتاه (چند ثانیه) و بسیار طولانی ( چندین ساعت) باشد.
از پیشگامان سینمای تجربی می توان به فیلم سازان زیر اشاره کرد : اندی وارهل(خواب)، نقاش و فیلم ساز امریکایی، مارسل دوشان(اسکله) و ژان لوک گدار(مجموعه آثار) فیلم سازان فرانسوی. از پیشگامان سینمای تجربی ایران می توان پرویز کیمیاوی و محمد رضا اصلانی را نام برد.
امروزه سینمای تجربی به سبب متفاوت بودن، ساختار شکنی و نداشتن محدودیت، در میان مخاطبان جوان طرفداران زیادی داردو به سبب کمک گرفتن از تجهیزات دیجیتال، هزینه کم تولید و امکانات فنی پیشرفته، توجه بسیاری از دست اندرکاران سینما را جلب کرده است.فیلم های سینمایی معمولا در قالب فیلم های کوتاه، نیمه بلند و بلند ساخته می شود.
فیلم کوتاه چند ثانیه تا ۳۰ الی ۴۰ دقیقه است. ویژگی های مهم فیلم کوتاه، ایجاز، خلاقیت و نواوری است. بیشتر سینماگران کار خود را با ساختن فیلم کوتاه شروع کردا اند. بادبادک سرخ اثر البر لاموریس، محصول کشور برانسا، و رهایی اثر ناصر تقوایی، از فیلم های کوتاه ماندگار هستند.
فیلم نیمه بلند معمولا ۴۰ تا ۶۰ دقیقه است. گاهی موضوع و نوع روایت به گونه ای است که فیلم ، نیمه بلند ساخته می شود. فیلم های نیمه بلند بیشتر برای برنامه های تلویزیونی ساخته می شوند.
فیلم بلند بیش از ۶۰ دقیقه و گاهی تا چند ساله است. فیلم بلند پر مخاطب ترین فیلم های سینمایی است. و سود آوری بیشتری دارد. مشهور ترین آثار سینمایی مانند همشهری کین بل کارگردانی اورسن ولز، سرگیجه به کارگردانی الفرد هیچکاک، و پدر خوانده به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا، در قالب فیلم بلند ساخته شده اند.
سینما در ایران
کاوش های باستان شناسی نشان میدهند که هنرمندان ایرانی به تصویر سازی و حرکت آنها توجه داشته اند. آنها حرکت پی در پی انسان و حیوان را بر دیوارها و طرف ها نقش می کردند. که کهن ترین نمونه آن، کاسه ای سفالین از حدود ۵۰۰۰ سال پیش است که از شهر سوخته در سیستان بدست آمده است. در کتاب حبیب السیر نوشته خواندمیر از شخصی با نام استاد محمد نام برده شده است که روی صفحه ای شیشه ای ۳۲ نوع شکل را نقاشی کرده بود.
به طوری که با چرخاندن و حرکت دادن صفحه شیشه ای، ۳۲ شغل با پیشه نقاشی شده روز آن را می شد به ترتیب مشاهده کرد. عکاسی و سپس سینما در دوران قاجاریان (۱۲۱۰_۱۳۴۴)وارد ایران شد . ناصرالدین شاه قاجار در دربار عکاس باشی داشت و خودش نیز عکاسی می کرد.
مظفر الدین شاه قاجار در نخستین سفرش به اروپا (۱۳۱۷) به همراه میرزا ابراهیم خان عکاس باشی پس از تماشای فیلمی با دستگاه سینما توگراف (دوربین فیلمبرداری) در پاریس، به عکاس باشی دستور داد تا یک دستگاه سینما توگراف برای دربار بخرد. عکاس باشی پس از تهیه این دستگاه، از جشن گل در کشور بلژیک که مظفر الدین شاه در آن حضور داشت، فیلم تهیه کرد. فیلم برداری و نمایش فیلم در آغاز پرهزینه و ویژه دربار و اشراف بود.
اما عکاس باشی که می خواست این هنر را مردمی کند، از مراسم عزاداری ماه محرم در سبزه میدان تهران و برخی ایین ها و مراسم مذهبی دیگر نیز فیلم تهیه کرد.
درهمین دوره، میرزا ابراهیم خان صحاف باشی که برای سیاحت به اروپا سفر کرده بود با سبب علاقه اش به سینما هنگام بازگشت به ایران، یک دستگاه نمایش فیلم(آپارات) و چند حلقه فیلم خرید و با خود آورد. او در حیاط پشت خانه اش یک سالن نمایش فیلم برای مردم دایر کردو بیشتر فیلم های کمدی آن دوره را به نمایش گذاشت. او پس از مدتی نخستین سالن عمومی سینما را دایر کرد. در سال ۱۲۸۶ مهدی روسی خان (ایوانف)، عکاس دربار با خرید یک دستگاه نمایش فیلم و چندین حلقه فیلم، نمایش فیلم را در دربار و خانواده های اشراف اغاز کرد. پس از او مهاجری قفقازی به نام آقایف مشهور به تاجر باشی، مکان هایی را برای نمایش فیلم دایر کرد. به ابن ترتیب عده بیشتری از مردم توانستند بر پرده نمایش، تصویر متحرک تماشا کنند. خان بابا معتضدی که در سوییس و فرانسه در رشته فیلم برداری تحصیل کرده بود، پس از بازگشت به این با فیلم سازی پرداخت.فیلم صامت افتتاح نخستین مجلس شورای ملی ایران(در مهر ماه ۱۲۸۵ شمسی) و نیز فیلمی از مراسم تاج گذاری رضا شاه پهلوی (۱۳۰۵ شمسی) از فیلم های مستند او هستند.
از سال ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۵ شمسی (دوره اول سینما) چند کار مهم در سینمای ایران انجام شد.
اوانس اوگانیانس، نویسنده و کارگردان ارمنی ، نخستین مدرسه سینمایی را در ایران تاسیس کرد و فیلم صامت حاجی آقا آکتور سینما را ساخت. در همین دوره، نخستین فیلم بلند داستانی ایرانی نیز به نام آبی و رابی به مدت ۶۰ دقیقه با فیلم برداری خان بابا معتضدی ساخته شد. و نخستین مجله سینمایی به نام سینما و نمایش ها انتشار یافت. عبدالحسین سپنتا و اردشیر ایرانی در سال ۱۳۱۲ شمسی، نخستین فیلم داستانی ناطق فارسی به نام دختر لر را در شهر بمبئی هندوستان ساختند. دختر لر، در حدود ۵ سال پس از ساخت نخستین فیلم ناطق در جهان، ساخته شد. صدیقه(روح انگیز) سامی نژاد نقش دختر لر را به عهده داشت. او نخستین بازیگر زن ایرانی است.
به سبب وقوع جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹_۱۹۴۵) و پیامدهای آن( تغییر سلطنت و به هم ریختگی سیاسی و اجتماعی ) مدت ۱۱ سال در ایران فیلمی ساخته نشد. در این دوره کار مهم علاقه مندان به سینما ساختن سالن سینما و وارد کردن فیلم های خارجی و نمایش آنها به زبان اصلی بود.
دوره دوم فیلم سازی در ایران از سال ۱۳۲۶ شمسی، با فیلم طوفان زندگی ساخته علی دریا بیگی آغاز شد و تا سال ۱۳۴۳ در حدود ۳۱۶ فیلم ساخته شد. از ان میان فیلم واریته بهاری ساخته پرویز خطیبی نخستین فیلم چند قسمتی (اپیزودیک) ایران است. از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۷ دوره سوم سینمای ایران نام گرفته است. در این سالها دو گونه فیلم ساخته شد.
فیلم هایی که به مسایل سطحی جامعه می پرداختند. و فقط جنبه تجاری و سرگرمی داشتند و نزد منتقدان به فیلمفارسی شهرت یافته اند. گونه دیگر فیلم هایی هستند که با تاثیر پذیری از جریانی با نام روشنفکری در ایران ساخته شدند. این فیلم ها بینش و روشی نو داشتند. مانند جنوب شهر و شهر قوزی با کارگردانی فرخ عفاری، خشت و آیینه به کارگردانی ابراهیم گلستان، سیاوش در تخت جمشید به کارگردانی فریدون رهنما و ضربت با کارگردانی ساموئل خاچیکیان، گاو به کارگردانی داریوش مهرجویی و گوزن ها به کارگردانی مسعود کیمیایی نیز از فیلم های مطرح این دوره اند. در سال ۱۳۵۷ به سبب رویداد انقلاب اسلامی، از روند تولید فیلم داستانی کاسته شد. بعضی از فیلم های ساخته شده نیز امکان اکران (نمایش فیلم در سینما) نیافتند. در این دوره بسیاری از فیلم سازان به ثبت تصویرهای وقایع دوره انقلاب پرداختند.
پس از پیروزی انقلاب، سینما وارد مرحله جدیدی شد که می توان آن را دوره گذار نامید. این دوره با شروع جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹ بینش تازه ای یافت. چند فیلم تاثیر گذار این دوره عبارت اند از : مستند اجتماعی تازه نفس ها ، به کارگردانی کیانوش عیاری و مرگ یزدگرد به کارگردانی بهران بیضایی. از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶ دوره چهارم سینمای ایران نام گرفته است. با تاسیس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آغاز جشنواره فیلم فجر، تاسیس خانه سینما و تاسیس چند موسسه دیگر همراه بوده است این دوره با نگاه به رویدادهای انقلاب اسلامی و سینمای جنگ شکل گرفت.از چند فیلم تاثیر گذار این دوره می توان از باشو غریبه کوچک به کارگردانی بهرام بیصایی، ناخدا خورشید به کارگردانی ناصر تقوایی، دیده بان و آژانس شیشه ای به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و سفر به چزابه به کارگردانی رسول ملاقلی پور نام برد.
جشنواره فیلم فجر هر سال با ارزشیابی فیلم ها، به بهترین فیلم، بهترین کارگردان، بهترین بازیگر، بهترین فیلم نامه، و موسیقی فیلم و نیز بخش های دیگر جایزه سیمرغ بلورین اهدا می کند.
از سال ۱۳۷۶ دوره ای در سینمای ایران اغاز شده که با موفقیت سینمای ایران در محافل جهانی و بدست آوردن جایزه های مهم همراه بودا است. تاسیس موزه سینما، حضور فیلم سازان نسل جوان، و پیشرفت فنی سینما از رویدادها ی این دوره است.
در این دوره که دوره پنجم سینمای ایران نامیده شده است، چندین کارگردان جوان، نخستین فیلم های سینمایی خود را ساختند و چهار فیلم ایرانی مهم ترین جایزه های سینمایی جشنواره های جهانی را بدست آوردند. طعم گیلاس با کارگردانی عباس کیارستمی ، بهترین فیلم جشنواره کن(۱۹۹۷ میلادی) دایره به کارگردانی جعفر پناهی بهترین فیلم جشنواره ونیز(۲۰۰۰ میلادی)، جدایی نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی بهترین فیلم جشنواره برلین(۲۰۰۰ میلادی ) و همچنین برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی (۲۰۱۲ میلادی) و فروشنده به کارگردانی اصغر فرهادی برنده بهترین فیلم نامه جشنواره کن(۲۰۱۶) و برنده جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی. (۲۰۱۷میلادی)































