اهمیت وضوح وروشنی درمسیررسیدن به موفقیت
اهمیت وضوح و روشنی در مسیر رسیدن به موفقیت

شاید مهمترین فاکتور بخت و اقبال و موفقیت این است که دقیقا بدانید در هر زمینه از زندگی خود چه میخواهید. دلیل اصلی موفقیت بزرگ، داشتن هدفها و برنامه¬های روشن و خاص و قابل اندازه گیری است. باید هدفهای خود را مکتوب کنید و برای تحقق آنها اشتیاقی سوزان داشته باشید. وقتی بدانید که چه میخواهید، امکان دسترسی به آن را به میزان زیاد بیشتر میکنید. دلیل اصلی موفقیتهای ضعیف و یا شکست و ناکامی، ابهام و سردرگمی درباره هدف است. شکست زمانی سر وقت شما می¬آِد که نتوانید به خوبی و با توانمندی درباره خواسته خود تصمیم بگیرید. ندانید که هدفتان چیست و چگونه میخواهید به آن دست پیدا کنید. اکثریت قابل توجهی از اشخاص بصورت کلی و عمومی حرف میزنند و به جزئیات معنادار توجهی ندارند. واقعیت این است تا هدفی را نبینید نمیتوانید به آن بزنید. اگر ندانید به کجا میروید، احتمالا از جای دیگری سر در می¬آورید. باید هدف داشته باشید.اهمیت وضوح و روشنی در مسیر رسیدن به موفقیت

انسان بدون هدف شبیه کشتی بدون سکان است که دستخوش جذر و مد دریا و وزش باد به هر سمتی کشیده میشود. اما کسی که هدف روشن و مشخص دارد، چونان کشتی سکان داری است که میتواند در راستای مقصد خود به حرکت دراید. وقتی هدفمند شوید، به طرزی حیرت آور میتوانید بخت و اقبال خود را تغییر بدهید. موفقیت هدف است و همه چیزهای دیگر در حکم فرعیات است. هدف ممکن است تنها دلیل موفقیت نباشد اما هیچ موفقیتی بدون وجود هدف حاصل نمیشود.

بعضیها به تصادف اعتقاد دارند. آنا به حوادث اتفاقی معتقدند اما واقعیت این است که در اغلب مواقع، تصادفی به وقوع نمیپیوندد. هر تصادفی زمینه و دلیلی دارد. به جای تصادف و اتفاق، باید از احتمالات صحبت کرد که بروز یک حادثه را سبب میشود. اگر به قدر کافی تکرار کنید مانند توپهای بیلیارد که روی میز جابجا میشوند، یکی دوتا از آنها به هم میخورند. اما این به هم خوردن مبتنی بر قانون است و کاری به بخت و شانس و تصادف ندارد. دو اصل مهم وجود دارند که برای فاکتورهای بخت و اقبال و موفقیت ضروری هستند و در تمام طول تاریخ هم این گونه بوده اند. درک کردن این اصول میتواند چشمان شما را به روی امکانات بالقوه¬ای که هرگز آنها را درک نکرده¬اید بگشاید.اهمیت وضوح و روشنی در مسیر رسیدن به موفقیت

اوین این فاکتورهای بخت و اقبال، اصل نعمت غیرمترقبه است. اصل نعمت غیرمترقبه میگوید که یک حادثه ناخوشایند، میتواند زمینه ساز حوادث خوشایند بعدی شود. این سلسله حوادث ممکن است برایتان رخ دهد. در واقع شما نمیدانید که خداوند چه چیزهایی را در انتظارتان نگاه داشته، جایی سرعت شما را کم میکند و جایی دیگر به سرعتتان می افزاید اما هیچگاه جلوی رفتنتان را نمیگیرد. هرگاه از رفتن بازنگاه داشته شدید، این احتمال را بدهید که شاید نعمتی در حال آمدن به سمت شماست. نکته مهم در درک نعمتبادآورده، اصل انتظار مثبت است. بر اساس این اصل، هرچه با اطمینان خاطر بیشتری انتظار داشته باشید که حادثه¬ای اتفاق بیفتد احتمال اتفاق افتادن آن حادثه بیشتر میشود. مهم این است که با تمام وجود اطمینان داشته باشید که این حادثه به سود شما اتفاق خواهد افتاد. در این مواقع، اغلب حوادث شادمان کننده¬ای اتفاق می¬افتد که بسیاری از آنها در شروع حوادثی ناخوشایند و یا شکست و ناکامی ارزیابی میشدند. بعد معلوم میشود که دقیقا این حوادث باید اتفاق می¬افتاد تا شما به هدفهای خود دست پیدا کنید. هیچکس از آینده با خبر نیست پس دلیلی هم ندارد که از آن بترسید. شما میتوانید اضطراب آینده را داشته باشید اما ترس نه. در ضمن زمانی اضطراب آینده به سمت شما می آید که شما درگیر ریسیدن رشته افکارتان حول محور آن باشید اما اگر شما دائما خودتان را مشغول انجام کاری مفید نگاه دارید هم هرلحظه به هدف خود نزدیک و نزدیکتر خواهید شد و هم اینکه دیگر اضطرابی بابت آینده نخواهید داشت.اهمیت وضوح و روشنی در مسیر رسیدن به موفقیت

آِینده شما هر چه که باشد بازتاب اکنونِ شماست و اگر در حال حاضر فرد پرتلاش و با انگیزه¬ای هستید پس نعمات بسیاری در آینده به سمتتان سرازیر خواهند شد و اگر اکنون شما درگیر رنج و درد و غصه هستید و یا اتفاق ناگواری برایتان رخ داده است پس نباید ناامید و نگران آینده باشید. موقعیت شما در امروز دقیقا همان چیزی است که برای رشد و اعتلای خود به آن نیاز دارید. هر بخش از زندگی شما دقیقا همان چیزی است که باید باشد. هر مشکلی که امروز با آن مواجه هستید میتواند وسیله¬ای باشد تا از آن به سود خود استفاده کنید و آن زندگی را که خواهان آن هستید برای خودتان بسازید. ممکن است در صنعتی که با رقابت شدید بازار روبروست برای یک رئیس دشوار و سختگیر کار کنید. حاشیه¬های سود ممکن است ضعیف باشد و آینده شما را محدود کند. اگر مراقب نباشید ممکن است در برخوردتان با کار برداشت منفی بکنید. اما بر اساس اصل نعمت غیر مترقبه، این دقیقا همان چیزی است که در این لحظه به آن احتیاج دارید. میتوانید در این حادثه نگاه کنید و از امتیازی که میتواند در آن وجود داشته باشد استفاده کنید.اهمیت وضوح و روشنی در مسیر رسیدن به موفقیت

عامل دیگر برای افزایش شانس موفیقت این است که حواستان باشد که: مهم نیست از کجا آمده¬اید، مهم این است که به کجا میروید. گذشته مرده است و نمیتوانید آن را تغییر دهید. گذشته در نهایت میتواند راهنمایی و درایتی به شما بدهد تا در آینده تصمیمات بهتری بگیرید. مهم این است که از اینجا به کجا میخواهید بروید. نمیتوانید به خود اجازه بدهید به خاطر شیری که بر زمین ریخته اید گریه کنید. به گذشته به عنوان یک هزینه صورت حساب تحقق پیدا کرده نگاه کنید. تصور کنید که این سرمایه گذاری است که نمیتوانید دیگر آنرا تغییر دهید. نمیتوانید پولتان را پس بگیرید. بعد به افقی که در آینده در انتظارتان است توجه کنید و در آن جهت به جرکت درایید.اهمیت وضوح و روشنی در مسیر رسیدن به موفقیت

تحت تاثیر هر اندیشه ای قرار بگیرید و از جمله آنها مثلا رفتن به یک مسافرت به آنتالیا یا پاتایا، از ذهن هشیار شما به ذهن نیمه هشیار شما منتقل میشود و این ذهن آن اندیشه را صورت خارجی میبخشد. آن روز در شرایطی به سر کار میروید که بطور دائم به فلان شهر و کشور فکر میکنید و بعد به شکلی غیرمنتظره رئیستان چند ساعت بعد شما را صدا میزند و به شما میگوید که به دلیل اینکه کارتان را خوب انجام داده¬اید و شرکت در حال حاضر کار زیادی ندارد میتوانید یکی دو هفته مرخضی بروید. در وقت صرف ناهار یکی از دوستانتان یک آژانس مسافرتی را به شما معرفی میکند که با قیمتی مناسب شما را به تورهای مسافرتی میبرد و در نهایت به همین سادگی و با اندکی پس انداز یا حتی پولی که ممکن است از جایی که فکرش را هم نمیکنید از جایی به دستتان برسد؛ درآخر به همان مسافرت مورد نظر خواهید رفت.

بازدید ها: 377
امروز را بهترین زندگی کن - 5.0 out of 5 based on 1 vote

امروز را بهترین زندگی کن
بعد از دعوای اخیری که با همسرش داشت به شدت عصبی و سرخورده بود. با یاد آوری حرف هایی که موقع دعوا زده بود و شنیده بود تنها دلش یک چیز می خواست پایان این زندگی. فقط یک کلمه در ذهنش رژه می رفت. طلاق طلاق طلاق...

امروز را بهترین زندگی کن
چند ماهی از ازدواجشان نمی گذشت. لحظه های خوب داشتند اما لحظه های تلخ هم بسیار. بیشتر به خاطر لجبازی و گاها سر رفت و آمد های کم و زیاد با خانواده ها. زیبا دلش می خواست تنها هفته ای یک بار به خانه پدر و مادر همسرش برود. در نتیجه این را برای خانه خودشان هم پذیرفته بود. اما محمد جور دیگری تربیت شده بود. او می خواست که هفته ای دو سه بار حتی بیشتر به پدر و مادرش که خانه شان نزدیک بود سر بزنند و این ها مواد اولیه لازم برای سر گرفتن خیلی از جنجال ها بود.
زیبا دلش می خواست محمد هرکاری را که او برای خانه انجام می دهد، مثل تمیز کردن خانه و غذا پختن و... ببیند و تشکر کند اما محمد گاهی فراموش می کرد. و وقتی زیبا یادآوری می نمود او می گفت مگر تو از من تشکر میکنی و دوباره دعوا.

امروز را بهترین زندگی کن
محمد دوست داشت زیبا چادر سرش کند اما زیبا با آنکه بارها تلاش کرده بود اما نتوانسته بود کاملا به چادر عادت کند و گاهی دلش می خواست تیپ خودش را داشته باشد و باز هم دعوا. بعضی دعواه ها هم که صرفا تنیجه تلافی رفتارهای قبلی طرف مقابل و لجبازی بود و باز هم دعوا.
زیبا با این که دیده بود هربار سعی می کند تنها به محمد بیشتر احترام بگذارد، از او هم محبت و توجه بیشتری می گیرد گاهی نمی توانست هنگام ناراحتی خودش را کنترل کند.

امروز را بهترین زندگی کن
محمد هم با آن که دیده بود وقتی رفتار آرامش بخش و حاکی از محبتی با زیبا دارد او بیشتر به حرف هایش گوش می دهد اما او هم موقع خشم فراموش می کرد، برای نکات کوچکی که ناراحتش می کند زیبا را سرزنش نکند و از لحاظ شخصیتی او را زیر سوال نبرد. او هم موقع خشم گاهی فراموشش می شد که برای همسرش امن باشد.
 امن بودن یعنی زیبا احساس کند در کنار محمد نیاز نیست نگران چیزی یا کسی باشد و او به قدر کافی هوایش را دارد.
چیز زیادی نبود، محمد تنها احترام و محبت می خواست و زیبا امنیت روانی و محبت. اما ...

امروز را بهترین زندگی کن
زیبا تصمیمش را گرفته بود. چشم روی هم گذاشت تا روز های پیش رویش را ترسیم کند. روزهای دادگاه و کشمکش و طلاق. توضیح به خانواده ها. آن لحظه عصبانی بود اما می دانست دلش برای محمد تنگ هم می شود. یاد روز های مجردی اش افتاد. این روزها زیاد خودش را سرزنش می کرد که چرا قدر خوشی آن روزها را ندانسته. دلش می خواست فرد مورد علاقه اش را پیدا کند و ازدواج کند. آرزوی عروس شدن مثل هر دختری. و قشنگ تصور کردن مشکلات زناشویی و راحت دیدن آن ها. یادش آمد چقدر دوست داشت که زودتر با محمد ازدواج کند.
الان همه چیز برایش ناراحت کننده بود دیگر. از خودش دلخور بود.
چند قدم به آینده رفت. روزهای پس از طلاقش را نگاهی کرد. اول احساس آزادی کرد. اینکه خودش کار می کند و درآمد دارد. اینکه هرطور دلش بخواهد لباس می پوشد. بعد فکر کرد خوب شاید در خانواده اش خوب نباشد یک زن مطلقه هرجور دلش خواست لباس بپوشد. یعنی آنجا هم باز محدودیت. حتی شاید بیشتر از قبل. حالا یک مطلقه بود و... امان از فامیل فضول. آن ها گاه گاه با دخالت هایشان آزارش می دادند. خواستگار های زن مرده و زن طلاق داده ی معرفی شده از در و دیوار...در خانه پدر و مادرش دیگر مثل قبل احساس راحتی نمی کرد و دلش برای استقلالی که داشت تنگ شد.
این ها همه در ذهنش رژه می رفت. ناگهان با خودش گفت کاش جدا نشده بودم. محمد آن قدر ها هم بد نبود. می توانستم اوضاع را بهتر کنم. این عجله برای طلاق را مثل آن عجله برای ازدواج دید.

امروز را بهترین زندگی کن
یادش آمد محمد همیشه مراقبش هست. وقتی با آرامش و محبت از او چیزی بخواهد نه نمی گوید. درست است که همیشه تشکر نمیکند یا گل نمی خرد ولی همیشه حواسش به او هست.
قلبش آرام تر شده بود. از روی تختی که برای گریه رویش افتاده بود بلند شد. موهایش را مرتب کرد و به هال رفت. محمد ناراحت روی مبل نشسته بود دستش روی پیشانیش بود. آرام جلو رفت و در آغوشش گرفت.

بازدید ها: 434
موفقیت با فرمول های مدیر ایرانی ژنرال الکتریک - 5.0 out of 5 based on 2 votes

موفقیت با فرمول های مدیر ایرانی ژنرال الکتریک

موفقیت با فرمول های مدیر ایرانی ژنرال الکتریک
مهندس محمد احتشامی مدیرکل بخش مهندسی هوانوردی شرکت بزرگ ژنرال الکتریک، پسر یک خانواده ی کشاورز، اهل سیرجان بود. او که از سنین کودکی باید کنار پدر و مادرش در مزرعه کار می کرد به گفته خودش در صورتی که همه چیز عادی پیش می رفت یا باید یک کشاورز می شد و یا یک چوپان.

موفقیت با فرمول های مدیر ایرانی ژنرال الکتریک
در اینجا بخشی از خاطراتی که خود او در یکی از سخنرانی هایش گفته را بازگو می کنیم تا ببینیم چطور فکر بزرگ انسان بزرگ می سازد.
تنها امتیاز محمد کوچک نسبت به بقیه بچه های روستا این بود که مادرش زنی با سواد بود و مسلما کمی متفاوت از زنان دیگر روستا.
یک روز که در مزرعه در حال کار بودند هواپیمایی از آسمان در حال عبور دیدند. مادرش او را کنار کشید و گفت:
 محمد این هواپیما را دیدی؟ تو باید از این ها بسازی نه اینکه کشاورز شوی.
با آنکه مادرش فکر کرد تنها یک رویا را بیان کرده اما محمد از اعماق وجودش این حرف را باور کرد. درس خواند و کار کرد. مدرک دیپلش را گرفت. آنقدر کار کرد که بتوند یک بلیت برای رفتن به امریکا بخرد. وقتی به مادرش گفت که می خواهد به امریکا برود تا آن هواپیما را بساز مادرش باور نمی کرد.
او آرزو داشت به دانشگاه ام آی تی برود و در بوییگ کار کند. خودش می گوید که در رسیدن به هر دو آرزو شکست خورد اما ادامه داد.

موفقیت با فرمول های مدیر ایرانی ژنرال الکتریک
وقتی وارد امریکا شد هیچ پولی نداشت و حتی خوب نمی توانست انگلیسی صحبت کند. در هر شغلی که می توانست کار کرد تا بتواند در بوستون زندگی کند و در دانشگاه ماساچوست درس بخواند. قبل از آنکه به ژنرال الکتریک برود برای 4 شرکت کار کرد اما رضایت شغلی نداشت و بعد از چند هفته بیرون می آمد.
در ژنرال الکتریک به او گفتند که کارش فوق العادست. اما در آن جا نیز با چالش هایی رو به رو بود. مثلا از او می خواستند که اسمش را عوض کند و بگذارد" جان" . اما او زیر بار نرفت و اسمی که پدر و مادرش برایش انتخاب کرده بودند را نگه داشت. به سرعت مراحل رشد را طی کرد. عجیب نیست او که از هیچ به اینجا رسیده بود حالا همه چیز را برای ادامه داشت. و البته هنوز اراده اش همراهش بود. او حالا مدیر کل بخش مهندسی هوانوردی شرکت ژنرال الکتریک است و موتور های بسیار مهمی برای هواپیما ها طراحی کرده است.

موفقیت با فرمول های مدیر ایرانی ژنرال الکتریک

به چند نکته ای که مهندس احتشامی در سخنرانی انگیزشی اش برای موفقیت در زندگی به جوان تر ها پیشنهاد کرده توجه کنید:
*مثبت باشید. مهم نیست چقدر کارها سخت میشوند. بازنده نباشید. اگر از نظر ذهنی ببازید باختید.
*چالش های جدید را امتحان کنید.
.*انعطاف پذیر باشید.
*کارهایی را انجام دهید که دیگران انجام نمی دهند.
*به دیگران به خصوص جوان تر ها کمک کنید.
او که ممکن بود در یک حالت عادی، مثل خیلی از هم سن و سال هایش کشاورزی روستایی بماند با باور کردن آرزوهای بزرگش، با عدم ترس از تلاش و قرار گرفتن در موقعیت های جدید و ناشناخته توانست موفق باشد. چه بسیار افرادی که با داشتن هرگونه امکانات و دسترسی، بدون رویا زندگی می کنند. همه می توانیم رویا های بزرگ در سرمان بپروریم و به واقعیت برسانیم. فقط باید بخواهیم.

بازدید ها: 468
جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!! - 5.0 out of 5 based on 1 vote

جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!!

عاطفه :
بارها چک لیست جهیزیه رو با دقت خوندم. وسایلی که هنوز نخریدم رو علامت زدم. بنده خدا بابا هرچی که خواستم برام خریده، همه ی وسایل ضروری و حتی بیشتر از اون رو آماده کردم اما هنوز چند قلم مانده. راستش خجالت می کشم باز هم لیست بدم بهشون اما چکار کنم. نمی خوام سرافکنده فامیل شوهر باشم.
تو یه کانال تلگرامی عضو شدم که عروس ها  از جهاز هاشون عکس می گیرن و اونجا می ذارن و هزینه تمام شده رو هم قید می کنن. کارم شده چک کردن کانال و مقایسه جهیزیه ام با اون ها. کلی وسیله و تزیینی هم از اون جا یاد گرفتم تا بخرم. حتما حسابی فامیل علی را انگشت به دهن می کنه جهازم.

جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!!
* اتو پرسی (آخه الان دیگه کسی فقط اتوی معمولی نمی خره ، علی گفته)
* طی برقی(خیلی با کلاسه حتما روز جهاز برون کنار جارو برقی باشه بهتره)
* سرخ کن(مامان می گه همش یه بار استفاده کرده از سرخ کنش و زیاد به کار نمیاد وسایل واجب تر بگیر ولی مگه آشپزخونه عروس بدون سرخ کن می شه؟)
* ست لوازم پذیرایی رنگی و فانتزی (کریستال و چینی و آرکوپال خریدم ولی این رنگیا اگه تو یکی از کابینتا چیده بشه خیلی عالیه)
 *بخارشوی(خیلیا خریدن. چند بارم پرسیدم خیلی استفاده نمی کنن ولی اگه نخرم حیفه این همه وسیله خریدم اینم روش)
و ...

جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!!
با این همه وقتی ست قاشق چنگالم رو به علی نشون دادم گفت بهتر بود بیشتر از 24 نفره بخرم. شاید 5-6 سال دیگه مهمون زیاد داشته باشیم. سرویس چینی ام رو هم رفتیم با هم بخریم ، من خواستم ایرانی بخرم ولی گفت خارجی اش بهتره (قیمتش 4 برابر شد ولی حداقل خیلی باکلاس شد)
مادر شوهرم با دیدن وسایل تزیینی که برا ی بوفه خریده بودم گفت : عزیزم این جنسی ها زود می شکننا.

جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!!
یک بار سر این مسائل با علی دعوا کردم. بعد ها مادرش گفت : عزیزم وقتی که می خوای خودت یه چیزیو با قیمت پایین تر بخری دیگه نیا از علی نظر بخواه. بخر همونو.
دوران عقدم، و روز های جهاز خریدنم بدترین لحظه های زندگیم شدن. همش دلخوری همش به هم زدن آرامش خودم و اذیت کردن پدر و مادرم به خاطر خوش آمد علی و خانوادش و اینکه کم نیارم. همش حالت افسردگی دارم. از علی دلخورم. از پدر و مادرم دلخورم.

جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!!
این وقایع و این حال و هوا برای اکثر دختر خانم های در حال تهیه جهاز آشناست. خصوصا اگر همسرانی داشته باشند که شبیه علی باشند.
من از عاطفه خواستم تا بخشی از گفتگو های ذهنی و خاطراتش را درباره ی این موضوع بنویسد و بخواند.
خودش باورش نمی شد که این همه کودکانه و بی فکر ، برای به اصطلاح کم نیاوردن پیش علی اینطور برخورد کرده باشد.
چند سوال:
•    اینکه اکثر دختران جامعه در هنگام تهیه جهیزیه شبیه عاطفه خانم برخورد می کنند نشان دهنده ی عدم اعتماد به نفس آنان در برابر همسر و خانواده او نیست؟

•    آیا اصلا تهیه ی تمام و کمال همه ی اقلام موجود در یک خانه بر عهده ی پدر و مادر عروس است؟

•    اگر این وظیفه بر دوش پسران بود(مانند فرهنگ شهرهایی در جنوب ایران و برخی کرد ها)، آیا باز هم این همه پرتوقع برخورد می کردند؟

•    آیا می دانید که برگزاری مراسمی مثل جهاز نشان دادن و مانند آن کراهت دارد؟

•    آیا با همه ی تلاش های عاطفه و به اصطلاح سنگ تمام گذاشتنش، علی و یا خانواده اش چیزی در این باره گفتند که او فوق العاده است و یا عجب جهازی و یا دستت درد نکند؟

جهیزیه ام را ببینید،دوستم بدارید و به من احترام بگذارید!!!

•    آیا می دانید حضرت علی با فروش زره اش هزینه های خرید جهیزیه را تامین کرد و این کاری بود که پیامبر شایسته ی دخترش دانست؟
درباره ی افرادی مثل علی و خانواده های این چنینی هیچ نقطه اشباعی وجود ندارد. بعد ها هم با دیدن یک نکته مثبت در جهیزیه ی عروسی دیگر آن را به شما گوشزد خواهند کرد.  گاهی جهاز تهیه شده اصلا در خانه داماد جا نمی شود.


کاش دختران می دانستند، خیلی از وسایلی که برای گشتن و پیدا کردن بهترینشان همه جا را زیر پا می گذارند را شاید تا سال ها استفاده نکنند. برای بیشتر دوست داشته شدن نیازی به خریدن وسایل اضافی و بی کاربرد نیست. تنها خودتان باشید و کسی که خودتان را می خواهد دوست بدارید.

بازدید ها: 768
نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور - 5.0 out of 5 based on 1 vote

نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور

نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور

خلاصه برداری در مواردی که حجم درس در یک امتحان بالا باشد و احتمال فراموشی نکات مهم وجود داشته باشد، بسیار کمک کننده می باشد. همچنین در هنگام کنکور که هم مطالب بسیار متنوع است و هم زمان آماده شدن برای امتحان خیلی زیاد است خلاصه درس نوشتن، امری بسیار حائض اهمیت تر می باشد. به طوری که در طول سال کنکور هربار که نیاز به دوره پیدا می کنید و یا قرار است از مبحثی آزمون آزمایشی داشته باشید در صورت داشتن یک خلاصه درس مفید و کوتاه و در عین حال دربردارنده ی نکات مهم درس، می توانید با سرعت بسیار بالاتری درس بخوانید و دوره ای سریع داشته باشید و شروع به تست زنی کنید.  خلاصه برداری در دروس عمومی و اختصاصی متفاوت است.

نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور

برای تهیه خلاصه دروس به نکات زیر توجه کنید:

  • بهتر است خلاصه هایتان را در دفتر و دفترچه های کوچک که به راحتی حتی در جیب هم جا می شوند بنویسید.
  • لازم است خلاصه هایتان را دوست بدارید و با آن ها احساس راحتی کنید. فراموش نکنید که قرار است مدت زیادی از آن ها استفاده کنید. پس با خوش خط، و خودکار های رنگی  و نشانه های مختلف، و گاهی با استفاده از شکلک های کوچک یا حتی لحن نوشتاری با مزه که خودتان متوجه می شوید آن ها را بنویسید، تا هربار با خواندشان روحیه تان هم تلطیف شود. شما در سال کنکور بیش از هرچیز به روحیه خوب نیاز دارید. البته از هر عنصر شاد کننده ای که استفاده می کنید حواستان باشد که تمرکز شما را بر هم نزند. فقط تلطیف  (مثلا برای نوشتن یک نکته  که نمی خواهید فراموشش کنید اما خیلی هم در این صفحه جا ندارد اما جای دیگری هم نمیتوانید بیاوریدش، بنویسید "یک نکته بی ربط: توضیح نکته " )

نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور

  • در دروس عمومی بیشتر از نمودار های درختی و جدول بندی موردی استفاده کنید.
  • برای تاریخ ادبیات و حفظ قرن های زندگی شاعران اعداد قرون را به ریاضی بنویسید، بهتر در خاطرتان می ماند.
  • در دروسی مثل عربی و زبان انگلیسی ، گاهی درج مثال های مختصر برای یادگیری و دوره خیلی کمک کننده است. قوائد را بنویسید. اما در مورد لغات کاری نمی توان کرد جز حفظ. از کتاب هایی که کمک می کنند تا روزی چند لغت حفظ کنید استفاده نمایید.
  • در دروس ریاضی تنها فرمول ها را بنویسید و معرفی کنید. گاهی لازم است از نمودار و یا شکل هم استفاده کنید.
  • در طول سال هربار احساس کردید نکته ای جدید از مبحثی که از آن خلاصه برداشته اید، متوجه شده اید به خلاصه تان اضافه کنید.
  • اگر برای درس فیزیک خلاصه برداری می کنید نگران نشوید از اینکه خلاصه هایتان کمی طولانی تر می شود. این درس هم شامل مفهموم هایی است که نیاز به دسته بندی و توضیح دارند، هم فرمول دارد و هم نیاز به مثال. ولی تا می توانید نکات مهم و اساسی را استخراج کنید و یادآوری همه نکات را به زمان تست زنی بسپارید. اما باز هم تکرار می کنیم که درس فیزیک متفاوت است.

 نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور

*یک نکته بی ربط: در مورد درس هایی که برایتان سخت تر هستند، تکنیک اینکه برای مدتی هر روز 5-10 تست زمان دار از آنها بزنید بسیار کمک کننده است. تست زمان دار یعنی برای زدن آن تست ها همان زمانی را به خودتان بدهید که در امتحان به شما می دهند.

 

*یک نکته بی ربط دیگر : نیازی نیست بار اولی که برای یک مبحث تست می زنید زمان بگیرید، اما از دفعات بعد حتما این کار را بکنید.

 نحوه خلاصه برداری برای امتحانات و کنکور

  • گاهی تست هایی وجود دارند که به کمک آن ها مفهوم یک مبحث بهتر در خاطرتان می ماند، می توانید آن تست ها را در خلاصه هایتان بیاورید و کمتر توضیح بدهید.
  • بگذارید آموزش مطالب یک مبحث از یک درس تکمیل شود بعد اقدام به خلاصه برداری کنید. این طور بهتر می توانید جمع بندی کنید. اگر دروس پایه را خودتان می خوانید هم، پس از تکمیل هر مبحث اقدام به خلاصه نوشتن کنید.

و در آخر سعی کنید حتما و حتما و حتما خودتان خلاصه برداری کنید. هرکس نسبت به فهم و درک خودش از مباحث می تواند خلاصه بنویسد. از خلاصه درس دوستانتان استفاده نکنید. خلاصه های آماده که برخی انتشارات چاپ می کنند گرچه کامل است اما اگر خودتان بنویسید بی نهایت بهتر به درک شما کمک می کند.

بازدید ها: 735