بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (2)

مفهوم قدسی هنر شرقی

در شرق، مفهوم هنر وضعیت متفاوتی دارد. مفهوم هنر شرقی، همواره پر رمز و راز بوده و در خدمت باورها و محورهای جهان شناختی، به صورت تأویلی شکل گرفته است. هنری که سلوک روح بشری را در اتصال به ماوراء و مقصد متعالی میداند و راهی مقدس برای رستگاری انسان نشان داده و همواره با استفاده از نماد و تمثیل، تصویرگر حدیث رستگاری انسان بوده است. این هنر که هدف محتوایی داشته، مانند هنر غرب به دنبال فرموله کردن شکلی پدیده ها و تناسبات طلایی زیبایی آفرینی نبوده است. در آموزش هنر قدسی در شرق، سبک معماری در خدمت به این مفهوم بوده است. در هنر چین، هماهنگی انسان، زمین و آسمان با راهی که تائو نشان می دهد و در آن قانون و مناسبت های اجتماعی نفی می شود و طبیعت به عنوان یک قلمرو آرمانی برگزیده می شود، برای رستگاری انسان است. در هنر هند نیز مضامین تصویری در حیطه کائنات و جهان روح به دنبال رستگاری آدمی است. انسانی که با نماد ماندالایی از کائنات بر نیلوفری نشسته و به جان و جهان ( یا نیروانا) پیوسته است.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (2)

هنر قدسی اسلامی

در هنر اسلامی معنی و محتوای هنر، همان رستگاری انسان است و این رستگاری منزلگاهی است که هنرمند مسلمان با طی طریق از میان مادیات به آن دست پیدا میکند و آن را به بیننده خود نیز متذکر میشود، که منتهای این رستگاری همان بارگاه الهی است. در هنرهای اسلامی، تاکید ویژه بر عبرت آموزی از تجربیات خوب و بد درگذشتگان، شناخت نظم موجود در طبیعت و هدف دار بودن آن، اثرات طهارت و پاکی روح و دریافت های شهودی به عنوان قلمروست و سبک های گوناگون معماری اسلامی شاهد این حرف است.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (2)

قرینه سازی در باغ سازی به سبک اسلامی به لحاظ انگاره هایی است که از باغ بهشت و هندسه متقارن و منظم درختان بهشتی و جریان آب از میان آنها، در ذهنیت طراحان وجود داشته است. همچنین است ایجاد فضاهایی برای نظر کردن به خورشید، ماه، ستارگان و دیگر مظاهر و جلوه های الهی در محيط. هنرمند اسلامی، در عین حضور خردمندانه در عرصه های اجتماعی به منظور شناخت عوامل ارتباطی زبان و فرهنگ، از فضایی که آکنده از تذکر یاد و خاطره الهی است، بهره می جوید. در این فضاسازی، عواملی چون . تزیینات، نور، رنگ، کتیبه های خوشنویسی شده آیات قرآنی، ترنم نوای آب، وزش باد، غزل خوانی پرندگان و استشمام رایحه گلها، او را وادار می کنند تا از ناهنجاری هایی که حضور قلب او را مخدوش می سازد، کناره گیری کند. این عوامل غفلت آور ممکن است فیگوراتیو باشد و با ترکیبی از عناصر بصری باعث ناخوشایندی شود و ممکن است صدای ناهنجار غرش های زندگی صنعتی و آلاینده های همراه آن باشد. بدین ترتیب اهمیت خلق فضایی مناسب برای آموزش هنر قدسی، مشخص می گردد.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (2)

نتیجه

اثبات این فرضیه که سبک معماری مدارس هنر، جلوه های گوناگونی را از مرحله آفرینش هنر و پرداخت های ذهنی تا رسیدن به مصادیق زیبایی آفرینی القاء می کند، نیازمند پژوهشی علمی است. بررسی و مقایسه آراء و عقاید زیبایی شناسان شرق و غرب از قدیم تا دوران معاصر، نشان می دهد که هر اندیشه هنری با فضاهای آموزشی ویژه آن مجاور است. با شناخت میزان تأثیرگذاری سبک معماری چند مدرسه هنری بر روند آموزش هنر، می توان محدودیت ها و امکانات سبک های گوناگون فضاهای آموزشی را بر روند آموزش بررسی کرد. مشاهدات کلی در رابطه با این مقوله در ارتباط با چندین مؤسسه هنری و دانشکده های هنر به راحتی امکان پذیر خواهد بود. تأکید گروه - هنر ستاد انقلاب فرهنگی، در دهه ۶۰ بر ایجاد مدارس هنری در بافت های تاریخی شهری، شاید به همین منظور بود و تأسیس دانشکده های هنر و معماری سهند (تبریز)، یزد، صبا (کرمان) و پردیس (اصفهان) از نتایج آن است. دانشجویان این مراکز، به ظاهر از فرم های نو استفاده می کنند، ولی تأثیرات کالبد تاریخی بر آثار هنری ایشان غیر قابل انکار است. مقایسه دانشکده هنرهای زیبای تهران، دانشکده هنر کرج و دانشکده هنر دانشگاه آزاد اسلامی تهران از تفاوتی آشکار حکایت دارد و چون برنامه آموزشی واحدی بر این مراکز حکم فرماست، تا حد زیادی نتیجه علمی و دور از تعصبات شخصی خواهد داشت.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (2)

بازدید ها: 442

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

محیط آموزشی هنر، از سه زاویه قابل بررسی است؛ محیط کالبدی، محیط اجتماعی و محیط روانشناختی. هنرجویان، با تصرف در محیط آموزشی خود، فضای آن را مطلوب تر می کنند. سبک معماری آموزشکده های هنر، در روان و دیدگاه هنرجویان تأثیر دارد. مدارس هنری غرب، کلیات زیبایی شناسی یونانی را سرمشق خود کرده اند. توجه جنبش هنری مدرن به آینده، ارتباط با گذشته را تحت الشعاع قرار داده است. در شرق، هنر از قداستی برخوردار است که انسان را به سوی رستگاری هدایت می کند. در هنر اسلامی، قداست و معنویت قوت بیشتری دارد. در یک نظرسنجی، دانشجویان فضاهای مذهبی و کلاسیک را دارای معنویت بیشتری دانستند.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

محیط آموزش هنر، از چند جنبه قابل بررسی است. محیط کالبدی، مانند معماری فضای آموزشی که ترکیبی از فرم، نور، بافت، مواد و مصالح، رنگ و مسائل اقلیمی و آب و هوایی است. محیط اجتماعی، مانند نهادهای مربیان و اعضای هیات علمی آموزشی و هنرجویان، محیط روانشناختی، که از تصاویر ذهنی و الگوهای رفتاری مخاطبین در فضای آموزشی ناشی می شود.

محیط پیرامون ما از هر نوعی که باشد، دارای قابلیت هایی بالقوه برای انواع فعالیت های انسانی، تجربه های زیبایی شناسی و خصوصیات انطباق پذیری انسان با آن محیط است. ویژگی های کالبدی در معماری فضاهای آموزشی، به دلیل انطباق پذیری و برای فراهم آوردن زمینه فعالیت ها و تجربه هایی تازه در زیبایی شناسی، پیوسته تغییر می کنند. هنرآموزان هم با کمک محیط آموزشی، هم میتوانند خوابگاه خود را رنگ کنند و بر دیوار آن تابلوهایی از هنرمندان مختلف از مکتب ها و سبک های مورد علاقه خود آویزند، درست به همان شکل که برای خودشان دارای معانی ویژه ی زیبایی شناسی است. اگر این تغییرات به صورت آگاهانه برنامه ریزی، تصمیم گیری و اجرا شود، میتواند برای رسیدن به فضایی دلخواه که وقت گذراندن در آن برای کاربرش ایده آل باشد، مناسب بنظر برسد. این ویژگی نشان میدهد که هنرآموزان بر تأثيرات عناصر کالبدی بر نتایج دیدگاههای هنری خود آگاهند.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

اراده و اختیار انسانی، این آزادی را به هنرمندان داده است که خود را در معرض تأثیرات نامطلوب قرار ندهند. نظریه پردازان علوم رفتاری در مورد تأثیرات متقابل انسان و محیط بر یکدیگر اختلاف نظر دارند. گروهی بر آنند که محیط هیچ تأثیری بر رفتارهای انسانی ندارد (نظریه اختیار). گروهی به نقش اصلی و تعیین کننده محیط بر رفتارهای انسانی اعتقاد دارند (نظریه جبر). نظریه پردازانی هم هستند که نه بر اختیارگرایی صرف اصرار دارند، نه بر جبرگرایی صرف و امکان تأثیر و تأثر متقابل رفتارهای زیبایی شناسانه انسان و عناصر محیطی را بر یکدیگر توأم مطالعه می کنند (نظریه امکان).

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

در نظریه اختیار به دلیل بی توجهی به حقایق موجود در پیرامون انسان، نظریه ای قابل دفاع نیست، اما طرفداران دو نظریه دیگر یعنی نظریه جبر و امکان، با کند و کاو در روابط علت و معلولی، قابلیت های بالقوه در  پارامترهای محیطی را بر رفتارهای زیبایی شناسانه انسانی و در قوه ادراک و بکارگیری انسان ها از این پارامترهای محیطی و میزان وابستگی های قوه ادراک را به خواسته ها و شایستگی های فردی مورد مطالعه قرار میدهند. به همین خاطر بیشتر قابل تأمل و پذیرش است.

اغلب هنرمندان، طراحان محیط و حتی اصلاحگران اجتماعی، به نقش اساسی عناصر گوناگون محیط در تعیین الگوها و ارزش های رفتاری و تغییر عناصر همان محیط به لحاظ نگرش خاص زیبایی شناسانه در فرآیند طراحی، اعتقاد دارند.

ارزش های زیبایی شناسی و کالبد محیط ساخته شده

درک کامل مفاهیم زیبایی شناسی مشکل است، ولی فهم اولیه عوامل مؤثر در ادراک خوشایند بودن محیط امکان پذیر است. سبک های مختلف معماری به عنوان متغیر محیطی، در ادراک متفاوت انسان نقش اساسی و در خوشایند بودن محیط برای انسان مراتب گوناگون دارد. سبک های مختلف معماری، در مفاهیم زیبایی شناسی، آموزش هنر و قدسی بودن آن تأثیر دارد و هر هنرجو براساس تفاوت های فردی از سبک معماری آموزشکده ای که در آن آموزش می بیند، تأثیر می پذیرد و به همان نسبت از سلوک معنوی هنر و قدسی بودن آن بهره می برد. نحوه ارتباط فضای بیرون و درون، نسبت مقیاس های انسانی با ابعاد فضا، نحوۀ نورگیری در روشنایی داخلی، ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با طبیعت پیرامون، شنیدن اصوات دلنواز یا ناخوشایند و آنچه یادآور ذکر و یاد خدا باشد، عناصری از محیط کالبدی است که به شیوه های گوناگون در سبک های متفاوت معماری آموزشکده های هنر مطرح می باشد. بنابراین باید جست و جو کرد که کدام سبک و شیوه معماری مناسب فضای آموزش قدسی هنر است.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

سبک یونانی زیبایی شناسی و آموزش هنر

هنر کلاسیک در غرب با تأکید بر هارمونی و مفهوم زیبایی در تناسبات اندامی پدیده ها، راهی جز جست و جو در نمایش و ارائه این هندسه زیبایی آفرین در شعر، موسیقی، تئاتر و معماری نداشته است. مدارس هنرهای زیبا در غرب با دید جزمی نگری در کلیات زیبایی شناسی یونانی، نه فقط برنامه های آموزشی خاص خود را برای فراگیری این مفروضات صرف کرده اند، بلکه در ساختار فضای مدارس هنری خود نیز سعی در حفظ این سرمشق زیبایی شناسی داشته اند.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

جنبش هنری مدرن

در جنبش هنری مدرن، تاکید پیوسته بر از بین بردن ارتباط میان هنرجو و سنت یا همان تاریخ گذشته است. بر اساس عقاید این جنبش، هر یک از فضاهای آموزشی باید تمام تلاش خود را معطوف بر بین المللی کردن و هرچه بیشتر انتزاعی کردن مفهوم هنر بگذارد و بر اساس عقيدة بنیانگذار این جنبش یعنی والتر گروپیوس ، با پیدایش نگرش «جهانی نو» یا «نو کردن جهان»، ایمان استوار به آینده صرف و قبول کردن این مسئله که بشریت در حال پیشرفت مداوم است، باید رشته های اتصال تفکرات هنری هنرجو را از سنت و گذشته برید و ذره ای پیش فرض یا طرح واره یا پیش ذهنی نسبت به انسان ها یا شکل عینی پدیده ها نباید پذیرفتنی باشد.

بررسی انواع سبک های معماری در آموزشکده های هنری (1)

لكوربوزیه زیباشناسی را مبتنی بر اصالت تکنیک و دیگر علوم مهندسی تعریف می کرد. او خانه را ماشینی برای سکونت می دانست و معتقد بود معماری باید مانند شاسی اتومبیل ها مطالعه گردد، تا فرم هایی شگفتی آفرین و قابل قبول به وجود آید. اگر آثار هنری مدرن مدرسه هنر باهاوس را با معماری آن مقایسه کنیم، به خوبی تندیسی از آن انگیزه و رویکرد نوگرایانه را در هر دو باز می یابیم.

بازدید ها: 438

هنر در عصر تیموریان (5)

عبدالقادر مراغی در سال ۸۳۸ ق و در طاعون فراگیر هرات درگذشت. از با او آثاری به شرح زیر برجای مانده است:

  • جامع الالحان که در سال ۸۱۶ ق برای پسرش نورالدین تألیف کرده است.
  • مقاصد الالحان در این کتاب وی اطلاعات جامعی را راجع به موسیقی ایرانی از زمانهای قدیم تا روزگار خود گرد آورده و در آن اصطلاحات موسیقی را به زیبایی شرح و توضیح داده است. هر دوی این آثار به چاپ نیز رسیده است.
  • کنزالالحان این اثر متأسفانه از بین رفته است. ظاهرا به همراه دو کتاب فوق، مجموعه ای سه جلدی را تشکیل می داده اند.
  • شرح ادوار شرحی است بر کتاب الادوار نوشته صفي الدين ارموی، موسیقی دان برجسته قرن هفتم که چاپ نیز شده است.

هنر در عصر تیموریان (5)

در نقل قول دولتشاه سمرقندی، نامی از یوسف اندکانی، که خواننده سرشناسی بوده، آورده شده است. این شخص در نزد بایسنغر خدمت می کرده است. می گویند ابراهيم سلطان، برادر بایسنغر که حاکم فارس بود، درخواست کرد تا برادرش در ازای دریافت پول هنگفتی، خواجه يوسف اندکانی را به شیراز بفرستد. بایسنغر در جواب چنین نوشت:

                   ما يوسف خود نمی فروشیم                             تو سیم سیاه خود نگهدار

در منابع این دوره، نام بسیاری از خوانندگان و نوازندگان آورده شده که از آن میان بنایی هروی (فوت ۹۱۸ ق) را باید ذکر کرد. او که در شعر و خوشنویسی هم دست داشت، مدتی نزد امیر علیشیر نوایی بود ولی به سبب کدورتی که پیش آمد، ابتدا به دربار سلطان يعقوب آق قویونلو و سپس به نزد شیبک خان ازبک رفت و در جنگ میان سپاه صفوی و ازبک کشته شد. رساله ای در موسیقی از تألیفات اوست که به چاپ هم رسیده است.

هنر در عصر تیموریان (5)

هنر در عصر تیموری را باید تکمیل کننده خلا ناشی از نزول علوم عقلی و حتی روند کاهشی ادبیات دانست. بر فرض آنکه آثار هنری مکتب تیموریان در حوزه های معماری، نگارگری و کتاب آرایی دوره های هنری حذف گردد، هنر قابل ذکری باقی نخواهد ماند که بتواند برای تمدن باشکوه ایرانی – اسلامی درخشان بماند. هنرمندان عصر صفوی نیز به شدت تحت تأثیر هنرمندان هم سلف خود در قرن نهم بودند. به عبارت دیگر، زوال خاندان تیموری در ایران، سبب نابودی سبک هنری آنها نگشت. بلکه روند تکاملی آن خصوصا در معماری و کتاب آرایی ادامه یافت. کمال الدین بهزاد، بهترین نمونه در اثبات این مسئله است که دستاورد هنری تیموریان به قلمروی صفویان منتقل گشت. به گونه ای که چند دهه بعد، اصفهان در مرکز ایران، جانشین شایسته ای برای هرات و سمرقند شد.

هنر در عصر تیموریان (5)

بازدید ها: 458

هنر در عصر تیموریان (4)

در ازبکستان

شاه زند:          مجموعه ای متشکل از شانزده بنا که در شمال شرقی سمرقند قرار دارد. نام آن برگرفته از زیارتگاهی است که از قدیم در آن محل و منسوب به قثم بن عباس، پسرعموی پیغمبر(ص) بود. هدف تیمور از ایجاد این مجموعه، احداث آرامگاه برای اعضای خانواده اش بود که نخستین ایشان، خواهرزاده تیمور به نام شادملک آغا در آنجا دفن گردید.

گور میر:          مقبره خود تیمور است که در جنوب غربی شهر سمرقند احداث و در سال ۸۰۶ ق تکمیل گردید. فرزند او میران شاه و نوه اش پیر محمد در آن دفن شده اند. پس از مرگ شاهرخ، الغ بیگ جسد پدرش را از هرات به سمرقند آورد و دفن کرد. آخرین فرد از خاندان تیمور که در گور میر به خاک سپرده شد، خود الغ بیگ بود. گنبد پیازی شکل این بنا از مشهورترین نمادهای معماری تیموریان و از ساخته های استاد حسین بنا از اهالی اصفهان است.

هنر در عصر تیموریان (4)

آرامگاه احمد یسوی:          مقبره احمد یسوی، عارف قرن ششم هجری است که از دیرباز مورد احترام اهالی ترکستان قرار داشت. فرمان احداث آن به سال ۷۹۹، زمانی که تیمور در فصل زمستان از آن ناحیه عبور می کرد، باز می گردد. بخش های مختلفی چون مسجد، کتابخانه، خانقاه و آشپزخانه برای آن تعبیه شده بود. اهمیت این بنا در تأثیرپذیری آشکار آن از معماری مناطق مرکزی ایران است. معمار این مجموعه، خواجه حسن شیرازی است که احتمالا پس از فتح شیراز، به دستور تیمور عازم ماوراء النهر شده بود.

هنر در عصر تیموریان (4)

مدرسة الغ بیگ:          در میدان اصلی سمرقند با نام ریگستان در زمان پادشاهی الغ بیگ ، مجموعه ای از چندین ساختمان بنا شد که قسمتی قابل توجهی از آن همچنان وجود دارد و جزئی از شاهکارهای معماری سرزمین ماوراء النهر محسوب می شود. آغاز احداث آن از سال ۸۲۰ ق و پایان آن به ۸۲۳ ق عنوان شده است. در روزگار الغ بیگ، این مدرسه مکان رفت و آمد علما و طالبان دانش بوده و از اعتبار کم نظیری برخوردار بوده است. به تصریح منابع تاریخی، الغ بیگ در مقابل مدرسه خانقاهی برپا کرده بود که اکنون اثری از آن برجا نیست. مدرسه ای از الغ بیگ در بخارا هم وجود دارد که از نمونه سمرقند آن بسیار کوچک تر است.

کاخ آق سرای:          تیمور در خاستگاه خود با نام شهر کش  یا شهر سبز، که در بخش جنوبی شهر سمرقند است، نیت ساخت قصری باشکوه و عظیم را داشت که بعد از ایجاد، نام آق سرای (قصر سفید) را بر آن گذاشتند. براساس کتیبه هایی که امروز در دست است، معماران اصلی این کاخ از اهالی آذربایجان بودند ولی در برخی از منابع، آنها را از اهالی خوارزم خوانده اند. امروزه از این بنای مجلل فقط ورودی آن پابرجاست.

هنر در عصر تیموریان (4)

مسجد جامع:          بزرگ ترین بنای ساخته شده به فرمان تیمور است که احداث آن از سال 801 ق آغاز شد. این بنا به مسجد بی بی خانم معروف و در سمرقند واقع است.

در افغانستان (هرات)

مجموعه مصلی:          در برگیرنده بناهای بزرگ و مهمی چون مسجد و مدرسه گوهرشاد، آرامگاه گوهرشاد و بایسنغر. مهم ترین معماری که در بنای این مجموعه به ویژه مسجد نقش داشته، قوام الدین شیرازی است. این مجموعه با شکوه تا اواخر قرن نوزدهم میلادی پابرجا بود تا این که به توصیه انگلیسی ها برای مقابله با سپاه روس ویران شد!

گازرگاه:          از بناهای مهم معماری عصر تیموری که با توجه به سبک و اسلوب آن، از ساخته­های قوام الدین شیرازی است. برخی کتیبه های درون بنا با خط سلطان علی مشهدی، خوشنویس معروف نیمه دوم قرن نهم است. سپس در زمان صفوی، تعمیراتی در آن انجام شد.

مجموعه سلطان حسین بایقرا:          امروز از این مجموعه عظیم، که دارای مدرسه و خانقاه مجللی بوده، تنها چهار مناره بلند باقی مانده است. تاریخ پایان بنای آن ۸۹۸ ق ذکر شده و محل دفن حسین بایقرا در آن قرار دارد.

هنر در عصر تیموریان (4)

۶. موسیقی

در میان هنرمندان فراوانی که برای دربار پادشاهان تیموری کار میکردند، جمعی موسیقی دان، خواننده و نوازنده نیز بوده است. کلاویخو از جمعی از نوازندگان نام میبرد که در بیشتر مواقع با صدای بلند در حال نواختن موسیقی بودند و یا در عروسی یکی از بستگان تیمور که گروهی از خوانندگان همراه با نوازندگان موسیقی، آواز می خواندند.

عبدالقادر مراغی که سرشناس ترین موسیقی دان عصر تیموری در قرن هشتم و نهم هجری بود. پادشاه به او لقب گوینده داده بود. او که در مراغه رشد کرده بود به دربار جلایریان در شهر تبریز دعوت میشود. تسلط او در چندین زمینه از جمله: موسیقی، ادبیات، ریاضی بود. وی حافظ کل قرآن نیز بوده است. همین خصوصیات، عبدالقادر را در نزد آل جلایر به هنرمندی برجسته تبدیل کرد. با وجود آنکه خود سلطان احمد جلایر در موسیقی ماهر و چیره دست بود، اما عبدالقادر را به بغداد دعوت میکند.

هنر در عصر تیموریان (4)

تیمورشاه بعد از تسخیر شهر بغداد  در سال ۷۹۵ ق عبدالقادر و سایر هنرمندان و صنعتگران آن روزگار را از بغداد به سمرقند تبعید میکند. او در مهمانی های تيمور، مظهر مجالس و مایه شادی سلطان و رونق آنجا بود و با دستگاه های موسیقی نظیر: قانون، عود، دف، چنگ و تنبور به نوازندگی می پرداخت. پس از مدتی به آذربایجان بازگشت و نزد میران شاه، فرزند تیمور، روزگار می گذراند. با وقوع رفتارهای ناپسند از جانب شاهزاده تیموری، که سبب برکناری او و صدور فرمان قتل اطرافیان و از جمله نوازندگان و مطربان دربار میران شاه از جانب پدرش شد، عبد القادر از فرصت استفاده کرد و گریخت. مدتی بعد با لباس مبدل به نزد تیمور آمد. کینه تيمور، موسیقیدان سرشناس را تا دم مرگ برد. هنگامی که فرمان قتل در حضور تیمور در آستانه اجرا شدن بود، وی چاره ای اندیشید و با خواندن آیه ای از قرآن با صدای خوش، مورد عفو سلطان واقع شد. عبدالقادر از این پس زندگی خود را در هرات و نزد شاهرخ به سر برده است. سال های اقامت او در هرات، توأم با آرامش و امنیت روزگار شاهرخ گشت و عبد القادر مقامی والا در نزد درباریان به دست آورد. دولتشاه سمرقندی در ذکر چهار هنرمند سرآمد عصر شاهرخ چنین می نویسد:

هنر در عصر تیموریان (4)

"اما چهار هنرمند در پایتخت شاهرخ بوده اند که در ربع مسكون به روزگار خود نظیر نداشته اند. خواجه عبدالقادر مراغی در علم ادوار و موسیقی و يوسف اندکانی در خوانندگی و مطربی و استاد قوام الدین در مهندسی و طراحی و معماری و مولانا خلیل مصور که ثانی مانی بوده".

بازدید ها: 492

هنر در عصر تیموریان (3)

بر روی آبدان برنزی، کتیبه هایی با خطوط ثلث و کوفی حک شده است. بر روی شمعدان مذکور نیز خاتمکاری با طلا و نقره دیده می شود. ساغر، که در مجالس و میهمانی ها برای پذیرایی به کار می رفت، نوع دیگری از ظروف فلزی است که نمونه های متعدد ساخته شده در خراسان عصر تیموریان را برخی موزه ها و گالری های هنری نگهداری می کنند. موزه بریتانیا ساغری اهدا شده به سلطان حسین بایقرا، منقوش به اشعار فارسی را در اختیار دارد. جامی پشمی نیز وجود دارد که به الغ بیگ تقدیم شده است.

کار بر روی چوب نیز در این دوره متداول بوده و معمولا در ساخت بناها استفاده می شده است. از نمونه های خوب موجود، دو لنگه در مربوط به مسجد احمد یسوی (فوت ۵۴۰ ق) در ترکستان است که تزیین قابل توجهی دارد. درهای چوبی گور میر (مقبره تیمور) در سمرقند، هنرمندی سازندگان آن را در خاتم کاری بر روی آبنوس، عاج و نقره نمایش می دهد.

هنر در عصر تیموریان (3)

  1. معماری

علاقه تیمور به ساختن بناهای بلند مرتبه، عظیم و باشکوه و تاکید وی بر فرستادن معماران زبده از سرزمین های تسخیره شده، باعث شد هنر معماری از زمان خود تیمور، اعتبار و رونق خاصی بیابد. نوشته های تاریخ نگاران عصر و مشاهدات کلاویخو به خوبی نشان می دهد تیمور در سال های پایانی عمر تا چه حد به احداث کاخها و باغ های مجلل علاقه داشته، هر چند که در این ایام هم میل به جنگ و خونریزی و فتوحات بیشتر کماکان در او زنده بود. تمایل به ساختن بناهای شکوهمند، که احتمالا ریشه در تفکر به جای ماندن نام نیک و یادگار در نزد شاهان تیموری داشت، موجب گردید در سال های پایانی حکومت ایشان هم ایجاد این گونه از بناها در دستور کار قرار گیرد. عبارت «انظر على آثارنا بعد وفاتنا» که در متون تاریخی این عصر به کار رفته، نشان بارزی از این گرایش است.

هنر در عصر تیموریان (3)

میراث معماری تیموریان در ایران، افغانستان و ازبکستان امروزی به خوبی نشان دهنده اعتلای این هنر در طول زمامداری این خاندان است. هر چند که آثار مهم و قابل توجهی از این دوره بر اثر حوادث گوناگون نابود یا تخریب شد، ولی همین تعداد باقیمانده به خوبی ویژگی های سبک معماری تیموری را نشان می دهد. برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

  • ادامه خطوط اصلی در نماها بدون قطع شدن؛
  • کشیده بودن شکل گنبدها (کاربرد مقطع بیضی به جای دایره)؛
  • ارتفاع زیاد سردرهای ورودی، ایوانها و مناره ها؛
  • انجام کارهای تزیینی به صورت جدا از اصل بنا؛
  • استفاده زیاد از رنگ لاجوردی؛
  • شکوه بیرونی و ظاهری بنا

هنر در عصر تیموریان (3)

ویژگی آخر را مهمترین خصیصه معماری این دوره باید دانست. چرا که بسیاری از خصوصیات دیگر در ارتباط با آن معنی می یابد. عمارت بلند و باشکوه، در نظر شاهان تیموری، از عظمت و مقام رفیع سازنده آن حکایت می کرد. هم چنین کاربرد مصالح گران قیمت که نشان از ثروت انبوه شخص داشت. این ویژگی ها باید به گونه ای به کار می رفت که از بیرون بنا دیده شود. چرا که بیشتر دردم توانایی دسترسی به درون بناهایی چون کاخ ها و اقامتگاه ها را نداشتند.

برخی از بناهای به جای مانده به تفکیک موقعیت جغرافیایی فعلی عبارت اند از:

در ایران

مسجد گوهرشاد:             باشکوه ترین بنای باقیمانده از دوره تیموری در ایران که به برکت وجود امام هشتم (ع) از گزند حوادث و بلایا در امان مانده است. این مسجد از نوع مساجد چهار ایوانی است که ایران جنوبی آن (رو به قبله)، که اصطلاحا ایوان مقصوره می نامند، از شاهکارهای خیره کننده معماری اسلامی محسوب می شود. خط موجود بر روی کاشی کاری کتیبه این ایوان امضای بایسنغر، فرزند محبوب شاهرخ و گوهرشاد، را دارد. معمار اصلی این مسجد به احتمال قوی، قوام الدین شیرازی و سال اتمام بنای مسجد ۸۲۱ ق بوده است. در زمان شاه سلیمان صفوی، قسمتی از کاشی کاری که بر اثر زلزله تخریب شده بود، بازسازی شد. در حال حاضر، مسجد گوهرشاد از جانب شمال، متصل به حرم مطهر رضوی (ع) است. در رواق از حرم به نام های دارالحفاظ و دارالسیاده نیز از بناهای ساخته شده به فرمان گوهرشاد است.

هنر در عصر تیموریان (3)

مدرسه پریزاد:          این مدرسه امروزه درون حرم حضرت رضا، مابین مدرسه بالاسر و صحن مسجد گوهرشاد واقع شده است. بانی این مدرسه، پریزاد خاتون ندیمه گوهرشاد بوده است.

مدرسة دودر:         این مدرسه روبه روی مدرسه پریزاد است و همچون آن جزئی از حرم رضوی(ع) محسوب میشود. دارای حیاط تقریبا کوچکی به فرم مربع است. از زمان گذشته، طلاب علوم دینی در آن به درس می پرداختند. تاریخ ساخت آن ۸۴۳ ق است.

صحن عتیق یا کهنه:          در جنوب غربی حرم حضرت رضا (ع) واقع شده و بانی آن امیر علیشیر نوایی بوده است. سالها بعد به دستور نادرشاه افشار ایوان صحن را طلا اندود کردند.

مسجد شاه:          این مسجد که امروزه هفتاد و دو تن نام دارد در جوار حرم امام رضا(ع) واقع شده است. سال ساخت آن به شهادت کتیبه های موجود، ۸۵۵ق بوده ولی در دوره صفوی تعمیراتی در آن صورت پذیرفته است. کاربرد قطعی این بنا مورد بحث بوده و احتمال آرامگاه بودن آن مطرح است.

زیارتگاه مسجد مولانا:          این بنا در شصت کیلومتری تربت جام و در نزدیکی مرز افغانستان قرار گرفته است. بانی آن مجدالدین خوافی، وزیر شاهرخ، و تاریخ اتمام آن اواخر دهه ۸۴۰ ق ذکر گردیده است.

هنر در عصر تیموریان (3)

مدرسه غیاثیه خرگرد:          در روستایی به همین نام در فاصله ۱۴۶ کیلومتری شهر مشهد قرار دارد. بانی مدرسه، غیاث الدین پیراحمد خوافی، وزیر دیگر شاهرخ است. این بنا به دلیل معماری منحصری که دارد، در شناخت معماری این دوره بسیار حایز اهمیت است. دو معمار برجسته قرن نهم، یعنی قوام الدین شیرازی و غیاث الدین شیرازی، سازنده این بنا بوده اند. طرح این مدرسه از نوع چهار ایوانی است. سال اتمام بنا ۸۴۸ ق است که نشان می دهد در مراحل پایانی ساخت آن، قوام الدین در قید حیات نبوده است.

مجموعه امیر چخماق یزد:          امیر چخماق در زمان شاهرخ و به فرمان او، حاکم یزد بود. مجموعه عظیم او شامل مسجد، خانقاه، قنات و آب انبار می شد که اکنون فقط مسجد آن باقی مانده است. تاریخ احداث آن ۸۴۱ ق و کتیبه آن به خط محمد الحکیم است. بناهای متعددی از عصر تیموری در ایران وجود دارد. تنها در مازندران نزدیک به سی بنا از این دوره ذکر گردیده است.

هنر در عصر تیموریان (3)

بازدید ها: 577