تحلیل و بررسی مسابقه ال کلاسیکو
مسابقه ال کلاسیکو بین تیمهای رئال مادرید و بارسلونا چندین سال است که دو ستاره بی بدیل دارد. مسی در تیم بارسا و کریس رونالدو هم در تیم رئال مادرید، دو ابر قهرمان دنیای فوتبال هستند که چندین سال بود رنگ و لعاب تازه ای به ال کلاسیکو بخشیده بودند.
مسی از زمانی که تیم گواردویلا اوج گرفته بود همراه با این تیم رشد کرده بود و کریس رونالدو هم پس از جدایی از منچستر یوناید، در تیم رئال مادرید به چهره جدیدی از یک قهرمان دست یافت. این دو حسابی بر ارزش و اهمیت ال کلاسیکو افزوده بودند. حالا دیگر کل دنیا روز این مسابقه، از پای تلویزیون جم نمی خوردند. حق پخش تلویزیونی سرسام آور بازی و همچنین بلیط هایی که در روز بازی تماما به فروش رفته بود، نشان می داد که ال کلاسیکو با حضور این دو ستاره چقدر محبوب شده است.
اما آخرین دور از این مسابقه، بدون هیچ کدام از این دو بازیکن برگزار شد. کریس رونالدو که به خاطر مشکلاتی که با کادر مدیریتی رئال پیدا کرده بود از این تیم جدا شد و به یوونتوس پیوست. مسی هم در بازی های لیگ مصدوم شده بود و طبق تخمین های پزشکان تیم بارسا، به مدت دو ماه از این تیم دور خواهد بود. اما نبودن هیچ کدام از این دو ستاره باعث نشد تا هیجان این بازی کم شود.
بارسلونا توانست رئال را با بردی تحقیرآمیز راهی شهرش کند و نیوکمپ بار دیگر شاهد تاج گذاری آبی و اناری ها باشد. رئال مادرید پس از اینکه چندین سال در اروپا آقایی میکردند و در لالیگا نیز بارها توانسته بودند بارسلونا را شکست دهند، اما مدتی است که همراه با لوپتگی وضعیت بسیار بدی را تجربه می کنند. این وضعیت دلایل متفاوتی دارد. از جدایی کریستیانو رونالدو گرفته تا ضعف های تاکتیکی لوپتگی سرمربی این تیم.
بارسا اما با حضور لوئیز سوارز، عثمان دمبله، کوتینیو و الکس ویدال ثابت کرد که بدون حضور مسی میتواند رئال را پنج بر یک شکست دهد. رئال با پنج گلی که در این دیدار خورد، شکستی تاریخی را مقابل بارسا متحمل شد. مطمئنا تا سالهای سال، گفته میشود که رئال در چنین بازی با پنج گل زیبا از نیوکمپ بدرقه شد. لوپتگی بعد از این بازی احتمالا اخراج خواهد شد و گزینه هایی که در مورد جانشینی او وجود دارد، از کونته تا مورینیو را در بر می گیرد اما احتمال نشستن آنتونیو کونته بر نیمکت هدایت قوهای سفید بالاست. هرچند که در این مورد شک قوی وجود دارد که آیا سیستم تدافعی و مبتنی بر ضد حمله کونته به درد رئال مادرید با آن همه ستاره هجومی می خورد یا خیر.
بازی در ابتدا با حملات حریفان به دروازه های یکدیگر آغاز شد. رئال و بارسا هر کدام آمده بودند تا خودرا به دیگری ثابت کنند اما شرایط رئال اندکی متفاوت بود. سرمربی این تیم یعنی لوپتگی در آستانه اخراج قرار داشت و اگر میتوانست بارسا را شکست دهد احتمال ابقا شدنش و محبوب شدنش نزد هواداران بسیار بالا بود و در صورتی که مقابل بارسا می باخت، بلافاصله از این تیم اخراج میشد که همین اتفاق نیز افتاد.
رئال با تمرکز بر بازی بازیکنانی چون ایسکو و ناچو، تلاش میکرد توپ را در کناره های به حرکت درآورد و روی سر زنی کسانی مانند بیل و بنزما حساب باز کرده بود. اما بارسا با خط دفاع خود تلاش های آنها را بی ثمر میگذاشت. تا اینکه بارسلونا به گل اول رسید و اندکی از فشارها بر روی خط دفاعی اش کاسته شد.
گل دوم بارسا هم چند دقیقه بعد به ثمر رسید. هنگامیکه واران در محوطه جریمه روی لوئیز سوارز خطای بدی را مرتکب شد. داور در ابتدا قصد نداشت پنالتی اعلام کند اما با متشنج شدن جو زمین، از تکنولوژی وار استفاده کرد و در نهایت پنالتی اعلام کرد. سوارز گل دوم را به زیبایی هرچه تمام تر به ثمر رسانید تا خیال بارسا اندکی راحت شود. پنالتی که سوارز به گل تبدیل کرد نشان داد که این بازیکن تا چه حدی بر توپ و چارچوب دروازه مسلط است. او توپ را به منتهی علیه سمت چپ دروازه فرستاد و کورتوآ هم دروازه بان رئال هرچقدر به همان سمت شیرجه بلندی زد نتوانست توپ را دفع کند.
در ادامه رئال تلاش میکرد گلهای خورده را قبل از اتمام نیمه اول جبران کند. بازیکنانی مانند ایسکو و ناچو همه توان خود را بر این کار گذاشته بودند و لوکا مودریچ و رویس برعکس اکثر بازی هایی که حسابی می درخشند، اندکی در این بازی کم فروغ ظاهر شده بودند. بالاخره در اواخر نیمه اول، ایسکو توپ را تا کنار خط کرنر برد و سپس با ارسال زیبا و دقیق خود، توپ را به مارسلو رساند. مارسلو هم با یک استوپ زیبا توپ را جلوی پای خود انداخت و در نهایت با ضربه پای راست، توپ ایسکو را از بین مدافعین بارسا به درون دروازه بارسا وارد کرد.
اما نیمه دوم نیمه مربیان بود و باز هم ثابت شد که لوپتگی اصلا در حد و اندازه رئال نیست و والورده توانست طوری بازی را بچرخاند که شاگردانش در این نیمه سه گل دیگر هم بزنند و رئال در نهایت با نتیجه پنج بر یک و با سری کج به خانه خود بازگردد.
لوئیز سوارز در این بازی هتریک کرد تا هیچ هواداری کمبود مسی را در زمین احساس نکند. گلهای او هر کدام از دیگری زیباتر بود اما گلی که با ضربه سر وارد دروازه کورتوا کرد میتواند نامزد یکی از بهترین گلهای سال لقب گیرد. او اهمیت خود را زمانی برای بارسا نشان داد که گلهای با اهمیت بازی و تعیین کننده را به ثمر رساند. بعد از او الکس ویدال هم گل زیبایی زد اما گل او پنجمین گل بارسا بود و خیلی برای این تیم اهمیت نداشت.
اما این گل برای خود ویدال مهم بود. او تا وارد زمین شد برای تیمش گلزنی کرد. این اتفاق هم موقعی افتاد که او مدتی است که خیلی توسط والورده تحویل گرفته نمی شود و زدن چنین گل زیبایی مقابل رئال، میتواند بر ارزش و توانمندی او صحه بگذارد. به هر حال مسی تا میتوانست برای گلهای تیمش خصوصا گلهایی که سوارز میزد خوشحالی کرد و اتحاد و هماهنگی بین بازیکنان بارسا را به رقیب نشان میداد. اما اردوی رئالی ها بیش از گذشته وارد بحران شد و این سرافکندگی تاریخی میتواند آغاز یک دوره افول طولانی مدت برای سفید پوشان پایتخت کشور اسپانیا باشد.






نظر خود را اضافه نمایید
ارسال نظر به عنوان مهمان