اقتصاد و بازار
بررسی چگونگی تأثیر صنعت حملونقل بر توسعه اقتصادی اجتماعی
صنعت حملونقل به عنوان یکی از بخشهای مهم و تاثیرگذار زیربنایی اقتصاد، امروزه نقش بیبدیلی بر توسعه اقتصادی اجتماعی جامعه دارد.
صنعتی که دربرگیرنده مجموعه فعالیتهایی است که به شکلی گسترده در زمینههای تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات در جریان است و بهعنوان پل ارتباطی میان جوامع نقشی غیرقابلانکار در توسعه پایدار کشورها دارد.
در این میان صنعت حملونقل هوایی که در بهترین مسیر بینالمللی ترانزیت کالا و مسافر قرار دارد؛ در صورت دارا بودن استانداردهای ایمنی، امنیتی، بازرگانی و مدیریت جهانی میتواند صنعتی سود ده و بسیار تأثیرگذار بر رشد اقتصادی کشور باشد.
اما برای رسیدن به این مطلوب این صنعت نیازمند یک برنامهریزی و آیندهنگری جامع است تا بازنگریهای لازم برای ارتقاء آن انجام شود. چنانچه به عقیده کارشناسان مربوطه فرودگاه داشتن و هواپیما داشتن هنر نیست، هنر فراهم کردن تجهیزات هماهنگ و منسجم برای توسعه بخش حملونقل هوایی است.
به نظر میرسد باید هیئت یا گروه و یا پژوهشگاهی با مشارکت بخشهای دولتی و غیردولتی برای یک ارزیابی و تشخیص وضعیت موجود در همه حوزههای حملونقل دریایی، هوایی و زمینی، کامیونبری، خودرو یا هواپیماسازی تشکیل شود و پیشنهادها و برنامههای خود را در قالب پروسه جامع توسعه صنعت حملونقل که دربرگیرنده دهها پروژه و موردتوافق مراجع تصمیمگیری و قانونی کشور باشد، ارائه کند؛ تا منابع لازم برای آن تجهیز شود.
باید در نظر داشت که صنعت حملونقل در ایران مانند هرکدام از بخشهای زیربنایی مؤثر در اقتصاد کشور فرازوفرودهایی را در دورههای مختلف داشته است.
نخستین اقدامات عمرانی مدرنی که در کشور صورت گرفت پرداختن به جاده و راه و حملونقل بود. جادهها و مسیرهای زیادی ساخته شد که از آنها برای جابجایی مصنوعات خارجی هم استفاده میکردند.
در دهه 1340 اقدامات وسیعی در ایران در حوزه صنایع مهندسی مانند صنایع خودرو، صنایع ماشینسازی در تهران، تبریز و اراک و دیگر شهرها باهدف ایجاد زیربنای صنعتی مناسب برای توسعه صنعتی انجام شد و کارخانههایی مانند کارخانههای مونتاژ خودرو و کامیون ایجاد و به بهرهبرداری رسید که پایهگذاری این صنایع از آن زمان تاکنون میتوانست پایگاهی باشد برای توسعه صنعت مدرن حملونقل که متأسفانه آن توسعهای که باید، اتفاق نیفتاد و صنعت خودرو و صنعت کامیون ما همچنان متکی به خارج است که البته این بهخودیخود اشکالی ندارد زیرا خیلی از قطعات صنعت خودرو و سایر مصنوعات صنعتی در دنیای غرب نیز در سطح کشورهای مختلف پراکنده است.
اما ما در صنعت خودرو به مرزهای داخلی اکتفا کردیم و به نظر میرسد هنوز هم خیلیها از کیفیت محصولات صنعت خودرو شکایت دارند هرچند ممکن است بعضی از ایرادات بیمورد و نوعی تجمل خواهی باشد وعدهای از زبان مصرفکننده ایرانی عدم رضایت خود را از خودروهای داخلی اعلام میکنند که از 10 سال قبل با شدت بیشتری برای واردات خودرو به دولت فشار میآورند.
آنچه مسلم است اینکه این مشکلات را صنعت خودرو باید بهصورت جدیتری حل کند و واردات تنها راهحل مسئله نیست. این صنعت را باید بهصورت عینی و واقعی تجزیهوتحلیل کنند و بگذارند صنعت نفس بکشد و از درون تغییر کند و امروزی شود.
اکنون تمام اخبار خودروسازی داخلی برافزایش ظرفیتها و انعقاد قراردادها با خارجیها برای کارهای مشترک در این صنعت است درحالیکه صنعت خودرو در دنیا در حال دگرگونیهای انقلابی است و آیندهای برای صنعت خودروسازی فعلی دنیا متصور نیست.
باید در نظر داشت که صنعت حملونقل به شکلی گسترده در تمامی زمینههای تولید، توزیع و مصرف کالا و خدمات جریان دارد و نقشی غیرقابلانکار بر مجموعه فعالیتهای اقتصادی دارد.
زیرساختهای حملونقل تعیینکننده سرنوشت صنعت خودروسازی است. واقعیت این است که نخست باید زیربناها ساخته شود و بعد انتظار توسعهٔ صنعت خودرو و صنعت حملونقل را داشته باشیم.
متأسفانه به دلیل فقدان زیرساختهای مناسب، هرساله سرمایههای انسانی زیادی فدا میشوند. بر این اساس صنعت حملونقل نیازمند یک برنامهریزی و یک آیندهنگری جامع برای بازسازیهای لازم در جهت ارتقا جادهها، هواپیماها و فرودگاهها است.
جذب سرمایهگذاری خارجی یکی از مباحث تأثیرگذار در توسعه زیرساختهای صنعت حملونقل است. در شرایطی که زمزمههای ناخوشایند ورشکستگی بانکهای ایران در برخی رسانهها مطرح است.
سیاستمداران باید اقداماتی برای رفع موانع و مشکلات توسعه بردارند تا بار سنگین از روی دوش اقتصاد برداشته شود که البته با مسئله دور جدید تحریمها وضعیت، سختتر هم شده اما مهمترین رسالت دستگاه دیپلماسی نیز همین چارهاندیشیهاست.
مسئله این است که در دنیای کنونی در هیچ جای این کره خاکی بدون ارتباطات با سیستمهای بینالمللی کاری از پیش نمیرود و یکی از راههای این ارتباطات مربوط به بانکها هست.
در چنین شرایطی بانک مرکزی تنها توانسته با بانکهای کوچک و متوسط جهانی روابطی برقرار کند که کافی نیست و باید موانع اساسی که وجود دارد، برطرف شود.
تأثیرگذاری حملونقل در توزیع درآمدها و کاهش نابرابری اقتصادی و اجتماعی و کاهش فاصله کیفیت زندگی میان روستانشینان و شهرنشینان و کاهش فاصله طبقاتی میان جامه هم دیگر راه برونرفت از این وضعیت است.
در سالهای گذشته به این باور رسیدیم که اگر بخواهیم مناطق عقبمانده کشور درزمینهٔ صنعت و خدمات مولد پیشرفت کنند میبایست اول زیرساختها، جادهها و راهآهنها ساخته شود.
این اتفاق زمان زیادی میخواهد اینکه همه زیربناها ساخته شود و بعد یک کارخانه با توجیه اقتصادی احداث شود.
این بود که اصطلاحاً گفته میشد آیا باید صبر کرد تا اسبی بیاید و درشکه توسعه را بکشد یا اسب را به عقب درشکه بست؟
سالهاست که توصیه کارشناسان دنبالهروی از راهحل دومی است و گفته میشد که اگر کشاورزی را توسعه دهیم و کارخانه بسازیم بهطور طبیعی این فشار برای ساخت راههای و زیربناهای حملونقل از میان میرود.
شاید هنوز بشود این منطق را به کار برد اما مشکل ما هماکنون این است که صنعتی ساخته نمیشود و تقاضا برای صنعت به دلیل مشکلات سیستم بانکی و سیستم اداری چندان روبهراه نیست و چاره کار در این است که هر دو کار را با همدیگر انجام دهیم. بهشرط آنکه منابع لازم هرچند اندک برای این کار دوگانه و همزمان فراهم شود.
چالشهای پیش روی صنعت حمل و نقل ریلی
توسعه زیرساختهای حمل و نقل در کشور ما با توجه به وضعیت ژئوپلیتیکی و ظرفیت فوق العاده صنایع و معادن، یکی از رئوس اصلی برنامهریزی عمرانی محسوب میشود.
بدون شک راه آهن به عنوان صنعت حمل و نقل مؤثر جایگاه ویژهای در ایران و جهان دارد. ویژگیهایی چون صرفه جوئی اقتصادی، کاهش استهلاک و آلودگیهای زیستمحیطی، اشتغالزایی و ایمنی بالا باعث شده تا کشورهای صنعتی به حمل و نقل ریلی توجه بیشتری داشته باشند.
در کشور ما نیز در برنامههای دولت این بخش از اهمیت خاصی برخوردار است. در واقع این بخش نیازمند سرمایه گذاری در مقیاس بالاست که منافع آن در بلند مدت عاید جامعه میشود.
این صنعت در طبیعت خود گرایش به فعالیت در بازار حمل مواد و یا فرآوردههای انبوه و در مسافتهای طولانی دارد. برنامههای توسعه اقتصادی کشور جایگاه ویژهای را برای توسعه بهرهبرداری از معادن و فولاد قائل شده است. این امر نیاز به سرمایهگذاری در زیرساختها افزایش ناوگان و لکوموتیو را افزایش میدهد.
متأسفانه به دلیل شرایط نامناسب برای سرمایهگذاری در این بخش، تحریمها و نوسانات نرخ ارز، حلقههای مفقوده در اجرای صحیح خصوصیسازی، مشکلات ایجادشده در رابطه باارزش افزوده و رقابت راه آهن با بخش خصوصی در حوزه لکوموتیو دست و پای بخش خصوصی را بسته و این بخش نهتنها توسعهای را به خود ندیده بلکه در حال زوال است و اگر دولت تدبیری نیندیشد و برنامهریزی در خصوص توسعه و رفع مشکلات نکند آینده خوبی را برای این بخش نمیتوان ترسیم کرد.
ارز نیمایی طرحی بود که دولت برای برونرفت از تنگنای موجود پیشنهاد کرد. همچنین برای تأمین قطعات یدکی در صنعت ریلی میشود از این طرح استفاده کرد اما دریافت آن مستلزم طی کردن مسیر بسیار طولانی و فرایند پیچیدهای است.
همانطور که اشاره شد خطر دیگری که بشدت این صنعت را تهدید میکند، نوسانات ارزی ست که بسیاری از شرکتها را تا مرز ورشکستگی پیش برده است. این موضوع زمانی خود را بروز میدهد که شرکتی برای تأمین قطعات خود نیاز به واردات داشته. باشد. بهعنوانمثال یکی از قطعات پرکاربرد، میللنگ است که در سال 96 حدوداً به مبلغ 220 میلیون تومان خریداری میشد اما اکنون باقیمت 800 میلیون تومان به فروش میرسد. این مثال ازآنجا حائز اهمیت است که میللنگ ازجمله قطعاتی است که نمیتوان در داخل تولید کرد.
موضوع مهم دیگر، وجود و تأثیر تحریمهاست که بهاندازه و یا بیش از مسائل دیگر، سایه شومش را بر این صنعت گسترانده است. باوجود اعلام قبلی امریکا در مورد زمان شروع تحریمها و گمانهزنیهای پیش از آن، بسیاری از شرکتها این فرصت را داشتند تا خود را از گرفتاری درخطرهای پیش رو نجات دهند خیلی از آنها با محدودیتهای مالی درگیر بودند.
ضمن اینکه شرکتهای موفق در این ماجرا هم تا یک میزان مشخصی قطعات مورد نیاز را انبار کردند چون دپوی بیش از میزان تعیین شده، بلوکه کردن سرمایه شرکت در انباراست که خود، امری زیان آور است.
موضوع مهم دیگری که نباید از آن غفلت کرد، نقش انجمنها به عنوان عنصری منعطف کننده میان بخش خصوصی و دولتی است و تا امروز انجمن صنفی در این زمینه فعالیتهایی داشتهاند و رایزنیهایی را در رابطه با نرخ ارز، مسائل ارزش افزوده، مالیات، بیمه، سرمایه گذاری ریلی انجام داده است. این انجمنها میتوانند به جای بازی در نقش بازوی اجرایی دولت، محلی برای تبادل همکاری و حقخواهی شرکتها باشند و گام بلندی به سوی تقویت و ایمن سازی آنها بردارند.
البته ایران پتانسیلهای بسیاری دارد، نیروی انسانی باهوش و فعال از جمله پتانسیلهای مؤثر در توسعه است و این بالاترین ثروتی است که که یک کشور میتواند داشته باشد. ما کشوری با منابع طبیعی فراوان و معادن بسیار هستیم و در منطقهای استراتژیک قرارداریم، نفت و گاز فراوان داریم که همه این موارد، گزینههایی است که باعث امیدواری میشود. با نگاهی به تاریخ جهان، کشورهای بسیاری را میتوان دید که وضعیتی بدتر از حال حاضر ایران را داشته و تنها با تکیه به همین مواردی که اشاره شد توانستند خود را بازیابند. ژاپن نابود شده بعد از جنگ و امریکای به زمین نشسته دهه 30 میلادی مثالهایی بارز از همین دست تجربیات است که امروزه حرف اول را در اقتصاد جهان میزنند.
قیمت مسکن و افزایش چشمگیر آن در سال جاری
رکود حاکم در بازار از سال ۹۲ تا ۹۶ امید به خروج مسکن، آیندهای باثبات را برای این بازار در ذهن تداعی میکرد اما در سال ۹۷ بهیکباره این رکود عمیقتر شد بهطوریکه حجم دادوستدها در تیرماه سال ۹۷ به نسبت مدت مشابه سال گذشته ۲۵ درصد، مرداد ۳۶ درصد، شهریور ۴۵ درصد، مهر ۵۴ درصد، آبان ۵۸ درصد و آذر ۶۲ درصد کاهش داشت.
عدم توازن در عرضه و تقاضا، کاهش ۵۰ درصدی تولید، عدم توجه وزارت راه و شهرسازی به برنامه مسکن اجتماعی، کاهش قدرت خرید در میان مردم و همسان نشدن تسهیلات بانکی با رشد قیمت مسکن از مجموعه عواملی است که سبب افزایش رکود مسکن در سال گذشته شد. رشد نامتعارف و عجیب ارز یکی از اصلیترین عوامل افزایش بیش از صددرصدی قیمت مسکن در سال 98 بوده و مالکین نیز در این وضعیت، قیمت خانهها را باقیمت ارز همتراز کردند.
بر اساس اعلام بانک مرکزی متوسط قیمت رشد مسکن ۹۲ درصد است این موضوع باعث شده خریداران واقعی از خرید مسکن جا بمانند و افرادی که منتظر دریافت تسهیلات خرید بودند نیز قدرت خرید یک واحد کوچک را نداشته باشند، زیرا در شهر تهران ملکی که ۵۰۰ میلیون تومان بود بهیکباره به قیمت تقریباً سه برابری ۱ میلیارد و ۴۰۰ هزار تومان رسید که خریداران واقعی نمیتوانند این افزایش قیمت را جبران کنند.
در این میان نباید سوداگری در بازار مسکن را ازنظر دور گذاشت و رشد نامتعارف موجود نشئتگرفته از همین سوداگری است، زیرا خریداران واقعی قدرت خرید ملک را ندارند و پولهای سرگردان موجود در بازار حجم آنها در حد خرید ملک نیست.
آمار بانک مرکزی از تحولات بازار مسکن شهر تهران در بهمنماه ۱۳۹۷ نشان میدهد متوسط قیمت خریدوفروش یک مترمربع زیربنای واحد مسکونی معاملهشده از طریق بنگاههای معاملات ملکی شهر تهران ۹ میلیون و ۹۷۰ هزار تومان بود که نسبت به ماه گذشته و ماه مشابه سال گذشته به ترتیب ۱.۷ درصد و ۸۵.۱ درصد افزایش داشته است. همچنین در این ماه تعداد معاملات آپارتمانهای مسکونی شهر تهران به بیش از ۹۳۰۰ واحد رسید که نسبت به ماه قبل ۳۹ درصد افزایش داشته، اما نسبت به ماه مشابه سال گذشته ۴۹.۲ درصد کاهش را نشان میدهد.
وضعیت نامناسب معیشتی در ایران خصوصاً در این مدت و همزمانی آن با افزایش نرخ ارز، باعث تغییر ماهیت بسیاری از قواعد در زندگی مردم شده است. با در نظر گرفتن این نکته که خانه در ایران یک کالای سرمایهای بهحساب میآید و با مرور زمان بر قیمت آن اضافهشده پدیدهای به نام خانههای خالی به وجود آمده است.
این پدیده باعث کاهش عرضه میشود و درنتیجه به افزایش قیمت منجر میگردد. آمارها نشان میدهد که تعداد بسیاری از خانههای خالی باهدف افزایش قیمت در آینده خریداری یا ساختهشدهاند.
شناسایی خانههای خالی و بستن مالیاتهای سنگین بر آنها، راهحلی است که تقریباً همه کشورهای دنیا آن را انتخاب کرده و به نتیجه هم رسیدهاند.
مزیتهای سامانه اطلاعات بازار املاک (سابا)
در بسیاری از کشورهای پیشرفته دنیا، شفافسازی آنهم از سوی نهادهای رسمی دولت، یگانه راه برونرفت از وضعیتهای نامساعد اقتصادی و روشی برای مبارزه با شکلگیری بازارهای غیررسمی و دلالی بهحساب میآید. پیشازاین قرار بر این بود که در راستای کنترل نرخ مسکن، قیمت آگهیهای مسکن باقیمتهای معاملات محقق و ثبتشده در سایت وزارت راه و شهرسازی به آدرس hmi.mrud.ir مطابقت داده شود و اگر آگهیای قیمت نامتعارفی نسبت به آخرین معامله ثبتشده در این سایت داشته باشد، مدیران سایتها و اپلیکیشنها از انتشار آن آگهی خودداری کنند.
هرچند بسیاری از کارشناسان حوزه اقتصاد بر این باورند که اطلاعات سامانه سابا کامل نیست و نمیتواند مسئله تقارن اطلاعاتی در بازار مسکن و سایتهای اینترنتی را حل کند ولی از طرفی نمیتوان از مزیتهای این سامانه غافل بود.
این سامانه میتواند اطلاعات را دستهبندی کرده و سپس به خود متقاضیان برای استفاده ارائه کند. ازآنجاکه سامانه سابا معاملات صورت گرفته را گزارش میدهد، خود موجب شفافسازی در قیمتها میشود. این سامانه تاکنون در شهرهای تهران، مشهد، زنجان، رشت، یزد، شیراز و اصفهان راهاندازی شده است.
قیمت بالای خودرو و راههای مهار آن
وقتی از افزایش قیمت ها در یک سال اخیر سخن به میان میآید بی تردید سعود چشمگیر نرخ خودرو به عنوان یک پدیده مورد بحث قرار میگیرد. در کشورهایی با اقتصاد پایدار، خودرو جز کم نوسانترین کالاها به بازار عرضه میشود اما در ایران جهش قیمت ها، دستکم در این روزها به صورت روزانه بالا میرود که این خود نشان از بیثباتی وضعیت بازار است.
آیا چین الگوی خوبی برای ایران است؟
در میانه ی جنگ سرد، یک بررسی انجام می شود که تعیین کند بین شوروی و آمریکا کدام یک آینده را در اختیار خواهند داشت. پس از پایان بررسی ها پیروزی قطعی آمریکا نه به مناسبت قدرت نظامی یا اقتصادی که به مناسبت پیش تر بودن در علم به مدت چهار سال بود.
عده ای فکر می کنند روند توسعه و خروج ایران از بحران های کنونی برگزیدن سیاست های جامع یک کشور یا در حالت محدودتر و ضعیف تر، برگزیدن بخشی از سیاست های آن به خصوص سیاست های اقتصادی است و دافعه ای که در میان سیاست مداران ما نسبت به آمریکا وجود دارد، آن ها را همیشه به سیاست های کشورهای دیگری سوق داده است.
بخش بزرگی از انقلابیون سال پنجاه و هفت عقیده بر تمایل ایران به سمت سیاست های کمونیستی داشتند. شاید بتوان ملی شدن بانک ها، ملی شدن صنایع، ملی شدن منابع زیرزمینی و... را به جهت همین تمایل تحلیل کرد. با گذر از سال های اول انقلاب و پایان جنگ، اروپای جدید یا همان ژاپن مد نظر قرار گرفت و می توان گفت آن سیاست هم شکست خورد. تمایل به اروپا در دوران اصلاحات و تمایل به کره ی شمالی شدن در دوران اصول گرایان گرایشاتی دیگر برای ایران بوده است. امروزه هم در ادامه ی برگزیدن سیاستی غیر بومی، رو به شرق کرده و چین خود را در قامت یک الگو برای ایران معرفی کرده است. اما آیا به راستی چین الگوی مناسبی برای ایران است؟
چین در زمینه های تولیدی، کشور بسیار پر قدرتی است. GDP بسیار قابل قبولی دارد و رشد صنعت آن در دو دهه ی گذشته سرسام آور بوده است. چین بزرگ ترین بازار صادرات را به خود اختصاص داده است و در زمینه های متعدد اعم از کشاورزی، تولید و صنعت، الکترونیک و ... نام و نمادش همه جا می درخشد. اما بیایید از بیرون به چین نگاه نکنیم. آیا میزان رفاه، شادابی، خود شکوفایی، آزادی و پیشرفت در چین هم قابل قبول است؟
کاهش ارزش پول ملی چین در قرن اخیر اگر چه راه صادرات و جذب توریست را باز کرده اما به سختی توانسته است حداقل های رفاه را هم فراهم کند. مردم چین در هیچ رده بندی ای مردمی شاد طبقه بندی نمی شوند و امکان تلاش برای رسیدن به آرزوهایشان خودش یک رویا است. آزادی در چین در کم ترین میزان ممکن وجود دارد و بهترین دانشگاه چین حتی در صد دانشگاه برتر جهان نیز حضور ندارد.
مشکل اساسی الگو قرار دادن چین فرض این است که چون چین در زمینه هایی مثل اقتصاد حرفی برای گفتن دارد، پس به معنی این است که وضعیت اقتصادی مردم چین هم خوب است. وقتی موسولینی مردم ایتالیا را به خاک سیاه نشاند اما نام ایتالیا را بزرگ کرد از او پرسیدند چرا علی رغم وعده هایت مردم ایتالیا در وضع بدی هستند. موسولینی پاسخ داد من به دنبال شکوه ایتالیا بودم نه مردم ایتالیا.
جدا از ایراد الگو قرار دادن چین که مسائلی چون فرهنگ، علم، آزادی سیاسی و... را به کلی نابود می کند باید توجه کرد اقتصاد چین به هیچ وجه موجبات رفاه مردم چین نبوده، بلکه شکوهی برای چین در سطح جهان فراهم کرده است. شکوهی که مانند شکوه شوروی اگر چه شگفت انگیز اما نهایتا موجب فروپاشی و حتی خروج روسیه از 20 کشور برتر اقتصادی جهان شد.
برای انتخاب سیاست های توسعه یکی از اشتباه ترین راهبردها سیاست های تک بعدی است. در مثال فوق تنها سیاست اقتصادی مد نظر است. اما چه بر سر سیاست علمی و افول روز افزون اعتبار دانشگاه های ایران و بیشتر شدن فاصله ی علمی ایران و جهان می آید؟ چه بر سر اعتماد جامعه به حکومت و شکاف موسوم به دولت و ملت می آید؟ آیا مواردی چون آزادی، حقوق اساسی انسان و عدالت اجتماعی هم رعایت می شود؟ بی شک بحران کنونی ایران که از فرد تا اجتماع و از انسان تا محیط زیست و از اختلافات قومی مذهبی تا اختلافات بین المللی گسترده شده به راه حلی عاجل نیازمند است. اما آیا این راه حل چین است؟ آن هم در شرایطی که اگر چه اقتصادی قوی دارد اما صنعتی مولد ندارد، اگر چه GDP بالایی دارد اما رفاه اجتماعی ندارد، اگر چه صادر کننده ای مهم است اما کافی است تکنولوژی غربی از او دریغ شود. مانور بر کاهش ارزش پول ملی چین و ایجاد فرصت برای صادرات توریست تقلیل دادن بحران ایران به بحران اقتصادی و آن هم پیدا کردن راه حلی غلط است. راه حلی که اگر چه ممکن است ایران را ارتقا دهد اما به سود مردم ایران نیست.



















